plumb

[ایالات متحده]/plʌm/
[بریتانیا]/plʌm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. عمودی کردن; کشف کردن
n. وزنه سربی; عمودی
adv. دقیقاً; به صورت عمودی
vi. به عنوان لوله‌کش کار کردن
adj. عمودی

عبارات و ترکیب‌ها

plumb the depths

بررسی عمیق

plumb line

تراز

plumb bob

ترازسنج

plumb a sink

نصب یک سینک

جملات نمونه

fathom with a plumb line

اندازه گیری با استفاده از یک چوب عمود

plumb up the wall.

دیوار را با استفاده از چوب عمود تراز کنید.

they must both be plumb crazy.

آنها هر دو باید کاملاً دیوانه باشند.

the transmission was plumb worn out.

انتقال کاملاً فرسوده بود.

No one could plumb the mystery.

هیچ کس نمی توانست رمز و راز را کشف کند.

fell plumb in the middle of the puddle.

در وسط برکه افتاد.

The plumber hasn't been yet.

هنوز لوله کش نیامده است.

They’re going to have to put in new plumbing.

آنها باید لوله کشی جدید نصب کنند.

We did all the plumbing in our house ourselves.

ما تمام لوله کشی خانه خود را خودمان انجام دادیم.

she had plumbed the depths of depravity.

او به اعماق انحطاط دست یافته بود.

trading opportunities plumb in the centre of central Europe.

فرصت های تجاری دقیقاً در مرکز اروپای مرکزی.

drapery fell from their human forms plumb down.

پرده‌ها از شکل‌های انسانی به طور مستقیم پایین می‌افتید.

the kitchen is plumbed for a washing machine.

آشپزخانه برای ماشین لباسشویی لوله کشی شده است.

We owe the plumber for services rendered.

ما به لوله کش برای خدمات ارائه شده بدهکاریم.

a return plumbing pipe; a return valve.

یک لوله بازگشتی؛ یک شیر برگشتی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید