ply

[ایالات متحده]/plaɪ/
[بریتانیا]/plaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به طور مداوم استفاده کردن؛ تا کردن، خم کردن؛ مشغول بودن
vi. سخت کار کردن؛ به طور منظم رفت و آمد کردن
n. ضخامت؛ لایه؛ تا
Word Forms
قسمت سوم فعلplied
زمان گذشتهplied
صفت یا فعل حال استمراریplying
شکل سوم شخص مفردplies
جمعplies

عبارات و ترکیب‌ها

plywood

تراشه چوب

multi-ply

چند لایه

جملات نمونه

a sweater in four-ply acrylic.

یک ژاکت از جنس اکریلیک چهار رشته

small boats plying the Thames

قایق‌های کوچک در حال تردد در تیمز

The ship plies between London and Sydney.

کشتی بین لندن و سیدنی تردد می‌کند.

the yarn can be any ply from two to eight.

این نخ می‌تواند از دو تا هشت رشته باشد.

a tailor delicately plying his needle.

یک خیاط که با مهارت و دقت سوزن خود را به کار می‌گرفت.

ferries ply across a strait to the island.

کشتی‌های مسافربری از طریق یک آبراه به جزیره تردد می‌کنند.

There are plenty of taxis plying for hire outside the theatre.

بسیاری از تاکسی‌ها برای استخدام در خارج از تئاتر تردد می‌کنند.

The boat plies between the islands on a weekly schedule.

کشتی بین جزایر بر اساس یک برنامه هفتگی تردد می‌کند.

Ferry boats ply regularly between all the resorts on the lake.

کشتی‌های مسافربری به طور منظم بین تمام استراحتگاه‌های دریاچه تردد می‌کنند.

plies the carpenter's trade.See Synonyms at handle

او شغل نجاری را دنبال می کند. برای یافتن مترادف ها به دسته مراجعه کنید.

plies the baker's trade). See also Synonyms at touch ,treat

نانوا این شغل را دنبال می‌کند). همچنین به مترادف‌ها در لمس، درمان مراجعه کنید.

All manner of hawkers and street sellers were plying their trade.

همه نوع دستفروش و فروشنده خیابانی مشغول تجارت خود بودند.

plying a knife and fork with gusto); the term also applies to the regular and diligent engagement in a task or pursuit (

استفاده از چاقو و چنگال با اشتیاق); این اصطلاح همچنین برای تعامل منظم و کوشا با یک کار یا تعقیب (

When the plyer ruins the fun,he always does so by refusing to play by the rules.

وقتی کسی سرگرم‌بازی‌کنان تفریح را خراب می‌کند، همیشه این کار را با این کار انجام می‌دهد که از بازی طبق قوانین خودداری می‌کند.

The shape of this kind of box, appearance that just has grown hip can add a few width and ply to the person, make a figure unapt thereby get malformation lankily long and thin.

شکل این نوع جعبه، ظاهری که فقط باسن رشد کرده است، می‌تواند کمی عرض و لایه به شخص اضافه کند، و باعث شود شخص به طور غیرطبیعی بلند و لاغر شود.

Three-ply board includes set furniture, including a part is nailed with nail, should notice nailhole whether level off, the color of nailhole place and other part is consistent.

صفحه سه لایه شامل مبلمان تنظیم شده است، از جمله قسمتی که با میخ کوبیده شده است، باید سوراخ میخ را بررسی کرد که آیا صاف است یا خیر، رنگ محل سوراخ میخ و سایر قسمت ها یکسان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید