poleaxe

[ایالات متحده]/ˈpəʊlˌæks/
[بریتانیا]/ˈpoʊlˌæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی تبر که در نبرد یا برای اعدام استفاده می‌شود
v. با تبر به زمین زدن یا حمله کردن

عبارات و ترکیب‌ها

poleaxe attack

حمله با گزن

poleaxe strike

ضربه با گزن

poleaxe wielding

استفاده از گزن

poleaxe combat

نبرد با گزن

poleaxe technique

تکنیک گزن

poleaxe skills

مهارت‌های گزن

poleaxe fighter

جنگجوی گزن

poleaxe training

آموزش گزن

poleaxe mastery

تسلط بر گزن

poleaxe style

سبک گزن

جملات نمونه

he swung the poleaxe with great skill during the reenactment.

او با مهارت فراوان نیزه را در طول بازسازی به حرکت درآورد.

the knight's poleaxe was both a weapon and a symbol of his status.

نیزه شوالیه هم یک سلاح و هم نمادی از جایگاه او بود.

during the battle, he relied on his poleaxe to defend himself.

در طول نبرد، او برای دفاع از خود به نیزه تکیه کرد.

the museum displayed a beautifully crafted poleaxe from the medieval period.

موزه یک نیزه به خوبی ساخته شده از دوره قرون وسطی را به نمایش گذاشت.

she admired the intricate designs on the poleaxe's handle.

او طرح های پیچیده روی دسته نیزه را تحسین کرد.

in the game, the poleaxe is a powerful weapon against enemies.

در بازی، نیزه یک سلاح قدرتمند در برابر دشمنان است.

the blacksmith forged a new poleaxe for the warrior.

جوشکار یک نیزه جدید برای جنگجو آهنگری کرد.

he practiced his combat skills using a poleaxe in the training yard.

او مهارت های رزمی خود را با استفاده از نیزه در حیاط تمرین تمرین کرد.

the poleaxe was a popular weapon among foot soldiers in ancient times.

نیزه در زمان های قدیم سلاحی محبوب در بین سربازان پیاده بود.

she felt a sense of power wielding the heavy poleaxe.

او احساس قدرت کرد در حالی که نیزه سنگین را به دست می گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید