heavily policed
به شدت تحت نظر پلیس
well policed
به خوبی تحت نظر پلیس
tightly policed
سخت تحت نظر پلیس
poorly policed
به خوبی تحت نظر پلیس نبود
lightly policed
به طور سطحی تحت نظر پلیس
effectively policed
به طور موثر تحت نظر پلیس
strictly policed
به طور سختگیرانه تحت نظر پلیس
adequately policed
به طور مناسب تحت نظر پلیس
safely policed
به طور ایمن تحت نظر پلیس
the area was heavily policed during the event.
منطقه در طول رویداد به شدت گشتزنی میشد.
they policed the streets to ensure safety.
آنها برای اطمینان از ایمنی، خیابانها را گشتزنی میکردند.
the protest was policed to prevent violence.
برای جلوگیری از خشونت، اعتراضات گشتزنی میشد.
school grounds are often policed by security staff.
زمینهای مدرسه اغلب توسط کارکنان امنیتی گشتزنی میشوند.
the festival was well-policed to maintain order.
برای حفظ نظم، جشنواره به خوبی گشتزنی میشد.
he felt safer knowing the area was policed.
او احساس امنیت بیشتری میکرد زیرا میدانست منطقه گشتزنی میشود.
the city is policed by both local and federal officers.
این شهر توسط افسران محلی و فدرال گشتزنی میشود.
they policed the online forums for inappropriate content.
آنها انجمنهای آنلاین را برای محتوای نامناسب گشتزنی میکردند.
the neighborhood watch program is policed by volunteers.
برنامه نگهبانان محله توسط داوطلبان گشتزنی میشود.
policed areas typically have lower crime rates.
مناطقی که گشتزنی میشوند معمولاً نرخ جرم و جنایت کمتری دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید