policed

[ایالات متحده]/pəˈliːst/
[بریتانیا]/pəˈliːst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گشت زدن (به عنوان پلیس یا نظامی)؛ حفظ نظم عمومی؛ نظارت کردن (به عنوان یک کمیته)؛ تنظیم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

heavily policed

به شدت تحت نظر پلیس

well policed

به خوبی تحت نظر پلیس

tightly policed

سخت تحت نظر پلیس

poorly policed

به خوبی تحت نظر پلیس نبود

lightly policed

به طور سطحی تحت نظر پلیس

effectively policed

به طور موثر تحت نظر پلیس

strictly policed

به طور سختگیرانه تحت نظر پلیس

adequately policed

به طور مناسب تحت نظر پلیس

safely policed

به طور ایمن تحت نظر پلیس

جملات نمونه

the area was heavily policed during the event.

منطقه در طول رویداد به شدت گشت‌زنی می‌شد.

they policed the streets to ensure safety.

آنها برای اطمینان از ایمنی، خیابان‌ها را گشت‌زنی می‌کردند.

the protest was policed to prevent violence.

برای جلوگیری از خشونت، اعتراضات گشت‌زنی می‌شد.

school grounds are often policed by security staff.

زمین‌های مدرسه اغلب توسط کارکنان امنیتی گشت‌زنی می‌شوند.

the festival was well-policed to maintain order.

برای حفظ نظم، جشنواره به خوبی گشت‌زنی می‌شد.

he felt safer knowing the area was policed.

او احساس امنیت بیشتری می‌کرد زیرا می‌دانست منطقه گشت‌زنی می‌شود.

the city is policed by both local and federal officers.

این شهر توسط افسران محلی و فدرال گشت‌زنی می‌شود.

they policed the online forums for inappropriate content.

آنها انجمن‌های آنلاین را برای محتوای نامناسب گشت‌زنی می‌کردند.

the neighborhood watch program is policed by volunteers.

برنامه نگهبانان محله توسط داوطلبان گشت‌زنی می‌شود.

policed areas typically have lower crime rates.

مناطقی که گشت‌زنی می‌شوند معمولاً نرخ جرم و جنایت کمتری دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید