polise

[ایالات متحده]//pəˈliːz//
[بریتانیا]//pəˈliːz//

ترجمه

n. پولیس (نام)
شکل‌های واژه
جمعpolises

عبارات و ترکیب‌ها

polise the area

پلیس منطقه

polised yesterday

دیروز پلیس کردن

polise now

اکنون پلیس

polise officer

ضابط پلیس

the polise

پلیس

polise car

ماشین پلیس

polise station

ایستگاه پلیس

call polise

تماس با پلیس

polise report

گزارش پلیس

جملات نمونه

the police officer arrested the thief at the scene.

پلیسی فرد را در محل دستگیر کرد.

they went to the police station to file a report.

آنها به ساختمان پلیس رفته‌اند تا گزارشی بزنند.

the police department is investigating the case.

دپارتمان پلیس مورد بررسی قرار گرفته است.

a police car was seen speeding down the street.

یک ماشین پلیس دیده شد که در خیابان با سرعت بالا حرکت می‌کرد.

the police chief announced new security measures.

رئیس پلیس اقدامات امنیتی جدیدی را اعلام کرد.

the local police force is well-trained.

نیروی پلیس محلی خوب آموزش دیده‌اند.

the criminal was wearing a police uniform.

جناح در یک لباس پلیس پوشیده بود.

the police investigation revealed the truth.

تحقيقات پلیس راز را آشکار کرد.

please sign the police report here.

لطفاً در اینجا گزارش پلیس را امضا کنید.

the police dog tracked the missing child.

سگ پلیس کودک گم شده را ردیابی کرد.

the area was cordoned off with police tape.

این منطقه با کمک نوار پلیس مسدود شد.

the suspect is now in police custody.

مشکوک اکنون در دست پلیس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید