pollwinner

[ایالات متحده]/ˈpəʊlˌwɪnə/
[بریتانیا]/ˈpoʊlˌwɪnər/

ترجمه

n. نامزد یا گزینه‌ای که بیشترین رای را در یک انتخابات یا نظرسنجی دریافت می‌کند.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the pollwinner

بردگان رای‌گیری

new pollwinner

بردگان جدید رای‌گیری

former pollwinner

بردگان سابق رای‌گیری

pollwinner claims

ایدئال‌های بردگان رای‌گیری

pollwinner victory

پیروزی بردگان رای‌گیری

pollwinner crowned

بردگان رای‌گیری ملقب شدند

pollwinners all

همه بردگان رای‌گیری

pollwinner emerges

بردگان رای‌گیری ظهور می‌کنند

pollwinner status

وضعیت بردگان رای‌گیری

celebrated pollwinner

بردگان رای‌گیری مورد تجلیل قرار گرفته‌اند

جملات نمونه

the pollwinner of the recent survey was announced yesterday, surprising many analysts.

بردگیرنده رای‌گیری اخیر دیروز اعلام شد و بسیاری از تحلیل‌گران را شگفت‌زده کرد.

voters crowned the young activist as the pollwinner, citing her fresh ideas.

رای‌دهندگان فعال جوان را به عنوان بردگیرنده رای‌گیری انتخاب کردند و ایده‌های جدید او را بیان کردند.

the official pollwinner margin was just two percent, prompting calls for a recount.

میزان پیروزی رسمی بردگیرنده رای‌گیری تنها دو درصد بود و باعث شد تا خواستار بازشماری شوند.

the pollwinner candidate promised to focus on education and healthcare if elected.

نامزد بردگیرنده رای‌گیری قول داد که در صورت انتخاب به آموزش و بهداشت توجه خواهد کرد.

media outlets quickly highlighted the pollwinner’s stance on climate policy.

منابع خبری به سرعت موضع بردگیرنده رای‌گیری در مورد سیاست‌های اقلیمی را تاکید کردند.

opponents challenged the pollwinner’s legitimacy, alleging irregularities in the voting process.

رقبا صلاحیت بردگیرنده رای‌گیری را مورد تردید قرار دادند و از نااصالت در فرآیند رای‌گیری انتقاد کردند.

the pollwinner’s victory speech emphasized unity and cooperation across party lines.

خطابه پیروزی بردگیرنده رای‌گیری بر اتحاد و همکاری بین جناح‌ها تأکید کرد.

even the pollwinner’s opponents acknowledged her strong campaign performance.

حتی رقبای بردگیرنده رای‌گیری نیز عملکرد قوی انتخاباتی او را می‌شناسند.

a record number of participants made the pollwinner’s win especially significant.

تعداد رکوردی شرکت‌کنندگان باعث شد که پیروزی بردگیرنده رای‌گیری به ویژه مهم باشد.

the pollwinner’s popularity surged after the results were released.

پس از اعلام نتایج، محبوبیت بردگیرنده رای‌گیری افزایش یافت.

experts predicted the pollwinner would face tough challenges in implementing reforms.

متخصصان پیش‌بینی کردند که بردگیرنده رای‌گیری در اجرای اصلاحات با چالش‌های سخت مواجه خواهد شد.

the pollwinner’s agenda includes infrastructure development and digital transformation.

برنامه بردگیرنده رای‌گیری توسعه زیرساخت‌ها و تحول دیجیتال را شامل می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید