pother

[ایالات متحده]/ˈpɒθə/
[بریتانیا]/ˈpɑːθər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. ایجاد سر و صدا یا مشغول بودن
n. آشفتگی یا مزاحمت؛ سر و صدا یا شلوغی
v. مزاحم شدن یا آزار دادن
vt. نگران یا بی‌قرار کردن
Word Forms
زمان گذشتهpothered
قسمت سوم فعلpothered
شکل سوم شخص مفردpothers
جمعpothers
صفت یا فعل حال استمراریpothering

عبارات و ترکیب‌ها

much pother

بسیار جنجال

pother about

جنجال درباره

pother over

جنجال بر سر

pother up

ایجاد جنجال

pother away

دور کردن جنجال

no pother

بدون جنجال

pother on

ادامه جنجال

pother around

جنجال در اطراف

create pother

ایجاد جنجال

pother and fuss

جنجال و هیاهو

جملات نمونه

there was a great pother over the missing documents.

در مورد مدارک گمشده، هیاهو و جنجال زیادی وجود داشت.

don't create a pother about the small mistakes.

نگران اشتباهات کوچک نباشید و جنجال درست نکنید.

the pother in the office distracted everyone from their work.

هیاهوی موجود در دفتر، باعث شد همه از کار خود دور شوند.

she always makes a pother when things don't go her way.

وقتی که اوضاع طبق میلش پیش نمی‌رود، همیشه جنجال درست می‌کند.

there was a pother among the guests about the seating arrangements.

در بین مهمانان در مورد چیدمان صندلی‌ها جنجال و همهمه وجود داشت.

the pother surrounding the event made it hard to concentrate.

هیاهوی پیرامون رویداد باعث شد تمرکز کردن دشوار شود.

he caused a pother with his controversial remarks.

او با اظهارات جنجالی خود باعث ایجاد هیاهو و جنجال شد.

let's not make a pother over minor issues.

بیاید در مورد مسائل جزئی جنجال درست نکنیم.

the pother in the crowd made it hard to hear the speaker.

هیاهوی جمعیت باعث شد شنیدن سخنران دشوار شود.

she always seems to enjoy creating a pother wherever she goes.

او همیشه به نظر می‌رسد که از ایجاد جنجال در هر جایی که می‌رود لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید