poufs

[ایالات متحده]/[pʊfs]/
[بریتانیا]/[pʊfs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نشیمن کوچک و نرم، معمولاً بدون پشتی یا دسته؛ یک هدرفتگی ناگهانی یا خروج هوا.

عبارات و ترکیب‌ها

poufs up

بالا می‌رود

poufs down

پایین می‌رود

poufs out

بیرون می‌رود

poufs softly

به آرامی

poufs gently

به ملایمت

poufs quickly

به سرعت

poufs slightly

کمی

poufs around

اطراف

poufs beautifully

به زیبایی

poufs elegantly

به ظرافت

جملات نمونه

she placed a soft, velvet pouf at the foot of the bed.

او یک پوف مخملی نرم را در پای تخت گذاشت.

the children loved to jump on the brightly colored poufs in the playroom.

بچه ها عاشق پریدن روی پوف های رنگارنگ در اتاق بازی بودند.

we bought several poufs to add a cozy touch to the living room.

ما چند پوف خریدیم تا یک حس دنج به اتاق نشیمن اضافه کنیم.

the boutique offered a variety of leather poufs in different sizes.

بوتیک انواع پوف های چرمی با اندازه های مختلف ارائه می داد.

a knitted pouf provides a comfortable spot to sit and read.

یک پوف بافتنی یک مکان راحت برای نشستن و خواندن فراهم می کند.

the interior designer recommended adding poufs for extra seating.

طراح داخلی افزودن پوف ها را برای نشستن بیشتر توصیه کرد.

they used a large pouf as a footrest in front of the fireplace.

آنها از یک پوف بزرگ به عنوان یک پایه پا در جلوی شومینه استفاده کردند.

the moroccan poufs added a bohemian vibe to the patio.

پوف های مراکشی حال و هوای بوهمیایی را به پاسیو اضافه کرد.

the fluffy poufs were perfect for lounging after a long day.

پوف های پشمی برای استراحت بعد از یک روز طولانی عالی بودند.

we stacked the poufs to create a makeshift seating area.

ما پوف ها را روی هم انباشته کردیم تا یک فضای نشستن موقت ایجاد کنیم.

the store had a wide selection of patterned poufs.

فروشگاه مجموعه گسترده ای از پوف های طرح دار داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید