prang out
بیرون زدن
prang up
بالا زدن
prang it
آن را زدن
prang down
پایین زدن
prang away
دور زدن
prang around
اطراف زدن
prang back
پس زدن
prang off
خاموش زدن
prang on
روشن زدن
prang together
همراه هم زدن
he decided to prang his car into the tree.
او تصمیم گرفت ماشین خود را به درخت بکوبد.
she was worried he might prang the new bike.
او نگران بود که او ممکن است دوچرخه جدید را بکوبد.
don't prang your phone when you're running.
وقتی میدویدید تلفن خود را نزنید.
the kids were playing and accidentally pranged the fence.
بچهها بازی میکردند و به طور تصادفی نرده را کوبیدند.
he managed to prang the car without hurting anyone.
او موفق شد ماشین را بدون آسیب رساندن به کسی بکوبد.
she was upset after she pranged her friend's vehicle.
او بعد از اینکه ماشین دوستش را کوبید ناراحت بود.
make sure not to prang your equipment during the game.
مطمئن شوید که در طول بازی تجهیزات خود را نزنید.
he felt embarrassed after he pranged the rental car.
او بعد از اینکه ماشین اجارهای را کوبید احساس شرمندگی کرد.
it's easy to prang your vehicle in tight spaces.
در فضاهای تنگ به راحتی میتوانید ماشین خود را بکوبید.
she was careful not to prang the new furniture.
او مراقب بود تا مبادا وسایل جدید را بکوبد.
prang out
بیرون زدن
prang up
بالا زدن
prang it
آن را زدن
prang down
پایین زدن
prang away
دور زدن
prang around
اطراف زدن
prang back
پس زدن
prang off
خاموش زدن
prang on
روشن زدن
prang together
همراه هم زدن
he decided to prang his car into the tree.
او تصمیم گرفت ماشین خود را به درخت بکوبد.
she was worried he might prang the new bike.
او نگران بود که او ممکن است دوچرخه جدید را بکوبد.
don't prang your phone when you're running.
وقتی میدویدید تلفن خود را نزنید.
the kids were playing and accidentally pranged the fence.
بچهها بازی میکردند و به طور تصادفی نرده را کوبیدند.
he managed to prang the car without hurting anyone.
او موفق شد ماشین را بدون آسیب رساندن به کسی بکوبد.
she was upset after she pranged her friend's vehicle.
او بعد از اینکه ماشین دوستش را کوبید ناراحت بود.
make sure not to prang your equipment during the game.
مطمئن شوید که در طول بازی تجهیزات خود را نزنید.
he felt embarrassed after he pranged the rental car.
او بعد از اینکه ماشین اجارهای را کوبید احساس شرمندگی کرد.
it's easy to prang your vehicle in tight spaces.
در فضاهای تنگ به راحتی میتوانید ماشین خود را بکوبید.
she was careful not to prang the new furniture.
او مراقب بود تا مبادا وسایل جدید را بکوبد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید