prangs

[ایالات متحده]/præŋ/
[بریتانیا]/præŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به شدت بمباران کردن; به شدت سقوط کردن; ضربه زدن; باعث سقوط شدن
vi. سقوط کردن (هواپیما); سقوط کردن (هواپیما); برخورد کردن
n. یک بمباران شدید; یک سقوط; یک بمباران شدید; یک برخورد

عبارات و ترکیب‌ها

prang out

بیرون زدن

prang up

بالا زدن

prang it

آن را زدن

prang down

پایین زدن

prang away

دور زدن

prang around

اطراف زدن

prang back

پس زدن

prang off

خاموش زدن

prang on

روشن زدن

prang together

همراه هم زدن

جملات نمونه

he decided to prang his car into the tree.

او تصمیم گرفت ماشین خود را به درخت بکوبد.

she was worried he might prang the new bike.

او نگران بود که او ممکن است دوچرخه جدید را بکوبد.

don't prang your phone when you're running.

وقتی می‌دویدید تلفن خود را نزنید.

the kids were playing and accidentally pranged the fence.

بچه‌ها بازی می‌کردند و به طور تصادفی نرده را کوبیدند.

he managed to prang the car without hurting anyone.

او موفق شد ماشین را بدون آسیب رساندن به کسی بکوبد.

she was upset after she pranged her friend's vehicle.

او بعد از اینکه ماشین دوستش را کوبید ناراحت بود.

make sure not to prang your equipment during the game.

مطمئن شوید که در طول بازی تجهیزات خود را نزنید.

he felt embarrassed after he pranged the rental car.

او بعد از اینکه ماشین اجاره‌ای را کوبید احساس شرمندگی کرد.

it's easy to prang your vehicle in tight spaces.

در فضاهای تنگ به راحتی می‌توانید ماشین خود را بکوبید.

she was careful not to prang the new furniture.

او مراقب بود تا مبادا وسایل جدید را بکوبد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید