pre-programmed

[ایالات متحده]/[ˈpriːprəʊɡræmd]/
[بریتانیا]/[ˈpriːˈproʊɡræmd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قبلاً تنظیم شده یا پیکربندی شده باشد؛ دارای دستورالعمل‌ها یا کدی که قبلاً نوشته شده و ذخیره شده‌اند.
v. (در مورد یک دستگاه یا سیستم) تنظیم شدن یا پیکربندی شدن قبلاً.

عبارات و ترکیب‌ها

pre-programmed response

پاسخ پیش‌برنامه‌ریزی‌شده

pre-programmed behavior

رفتار پیش‌برنامه‌ریزی‌شده

pre-programmed sequence

دنباله پیش‌برنامه‌ریزی‌شده

pre-programmed task

وظیفه پیش‌برنامه‌ریزی‌شده

pre-programmed functions

توابع پیش‌برنامه‌ریزی‌شده

pre-programmed instructions

دستورالعمل‌های پیش‌برنامه‌ریزی‌شده

pre-programmed system

سیستم پیش‌برنامه‌ریزی‌شده

pre-programmed actions

اقدامات پیش‌برنامه‌ریزی‌شده

جملات نمونه

the robot's actions were entirely pre-programmed, leaving no room for improvisation.

عمل‌های ربات به طور کامل پیش‌برنامه‌ریزی شده بودند و هیچ جا برای ابداع نیافت نمی‌گذاشتند.

the vending machine is pre-programmed to accept only specific currency denominations.

ماشین فروشگاه خودپسیس تنها برای پذیرش ارزش‌های خاصی از پول پیش‌برنامه‌ریزی شده است.

the security system is pre-programmed with multiple fail-safe protocols.

سیستم امنیتی با چندین پروتکل ایمنی از پیش برنامه‌ریزی شده است.

the drone's flight path was pre-programmed before takeoff.

مسیر پرواز درونه قبل از پرتاب پیش‌برنامه‌ریزی شده بود.

the software is pre-programmed to automatically update every tuesday.

نرم‌افزار به گونه‌ای پیش‌برنامه‌ریزی شده است که هر دوشنبه به طور خودکار به‌روزرسانی شود.

the factory's assembly line is pre-programmed for mass production.

خط تولید کارخانه برای تولید جمعی پیش‌برنامه‌ریزی شده است.

the microcontroller was pre-programmed with a simple control algorithm.

میکروکنترلر با یک الگوریتم کنترل ساده پیش‌برنامه‌ریزی شده بود.

the telescope's pointing mechanism is pre-programmed for optimal observation.

مکانیزم نشان دادن تلسکوپ برای مشاهده بهینه پیش‌برنامه‌ریزی شده است.

the interactive display is pre-programmed with a series of educational games.

پرده تعاملی با مجموعه‌ای از بازی‌های آموزشی پیش‌برنامه‌ریزی شده است.

the music player is pre-programmed with a playlist for the evening.

پخش‌کننده موسیقی با لیست پخشی برای شب پیش‌برنامه‌ریزی شده است.

the irrigation system is pre-programmed to water the plants at dawn.

سیستم آبیاری به گونه‌ای پیش‌برنامه‌ریزی شده است که در بدو روز گیاهان را آبیاری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید