predefined

[ایالات متحده]/[prɪˈdɪfaɪnd]/
[بریتانیا]/[prɪˈdɪfaɪnd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. از قبل تعیین شده یا مصمم؛ موجود قبل از یک زمان یا رویداد مشخص
v. از قبل تعیین یا مصمم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

predefined roles

نقش‌های از پیش تعریف شده

predefined settings

تنظیمات از پیش تعریف شده

predefined path

مسیر از پیش تعریف شده

predefined format

فرمت از پیش تعریف شده

predefined value

مقدار از پیش تعریف شده

predefined behavior

رفتار از پیش تعریف شده

predefined structure

ساختار از پیش تعریف شده

predefined limits

محدودیت‌های از پیش تعریف شده

predefined scope

دامنه از پیش تعریف شده

جملات نمونه

the system uses a set of predefined parameters to optimize performance.

سیستم از مجموعه‌ای از پارامترهای از پیش تعریف شده برای بهینه‌سازی عملکرد استفاده می‌کند.

we followed the predefined steps for troubleshooting the network issue.

ما مراحل از پیش تعریف شده را برای رفع مشکل شبکه دنبال کردیم.

the application has a predefined color scheme for user interface elements.

اپلیکیشن دارای یک طرح رنگی از پیش تعریف شده برای عناصر رابط کاربری است.

the survey included a list of predefined response options.

نظرسنجی شامل لیستی از گزینه‌های پاسخ از پیش تعریف شده بود.

the algorithm relies on predefined data structures for efficient storage.

الگوریتم به ساختارهای داده از پیش تعریف شده برای ذخیره‌سازی کارآمد متکی است.

the project scope was clearly defined with predefined deliverables.

دامنه پروژه به وضوح با تحویل‌پذیری‌های از پیش تعریف شده تعریف شده بود.

the course curriculum follows a predefined schedule of lectures and assignments.

برنامه درسی دوره یک برنامه از پیش تعریف شده از سخنرانی‌ها و تکالیف را دنبال می‌کند.

the security protocols enforce a set of predefined access controls.

پروتکل‌های امنیتی یک مجموعه از کنترل‌های دسترسی از پیش تعریف شده را تحمیل می‌کنند.

the software offers a range of predefined templates for creating documents.

نرم‌افزار مجموعه‌ای از الگوهای از پیش تعریف شده برای ایجاد اسناد ارائه می‌دهد.

the experiment used predefined variables to isolate the key factors.

آزمایش از متغیرهای از پیش تعریف شده برای جداسازی عوامل کلیدی استفاده کرد.

the team established predefined roles and responsibilities for each member.

تیم نقش‌ها و مسئولیت‌های از پیش تعریف شده را برای هر یک از اعضا تعیین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید