predacious

[ایالات متحده]/[ˈpriːdɪəs]/
[بریتانیا]/[ˈprɪdeɪʃəs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای ویژگی‌های شکارچی؛ مربوط به شکار؛ فعال و شکارچی در رفتار یا شخصیت؛ سوءاستفاده کردن از دیگران به صورت خشن یا فعال.

عبارات و ترکیب‌ها

predacious behavior

رفتار شکارچی

predacious nature

طبیعت شکارچی

predacious attack

حمله شکارچی

جملات نمونه

the shark's predacious nature made it a formidable hunter in the ocean.

طبیعت شکارگر شark آن را به یک شکارچی قوی در اقیانوس تبدیل کرد.

a predacious bird of prey swooped down to catch its dinner.

یک پرندگان شکارگر از گونه گریزه‌گر به سمت غذای خود فرود آمد.

the documentary highlighted the predacious behavior of the wild dogs.

مستند فعالیت شکارگر سگ‌های وحشی را تاکید کرد.

some insects have evolved a predacious lifestyle to survive.

برخی از حشرات برای بقا به یک سبک زندگی شکارگر تکامل یافته‌اند.

the company's predacious business practices were widely condemned.

رفتارهای کسب و کار شکارگر این شرکت به طور گسترده محکوم شد.

the predator's predacious instincts drove it to relentlessly pursue its prey.

انگیزه‌های شکارگر شکارچی آن را به دنبال غذا با حماسه می‌کشید.

the film explored the dark and predacious side of human nature.

فیلم به جنبه تاریک و شکارگر طبیعت انسانی پرداخت.

the cat displayed a distinctly predacious gaze as it watched the mouse.

گربه در حالی که موش را نگاه می‌کرد، نگاهی واضح شکارگر نشان داد.

the researcher studied the predacious strategies of the spider.

پژوهشگر استراتژی‌های شکارگر پیچک را مطالعه کرد.

the lion's predacious attack was swift and decisive.

حمله شکارگر لئو قوی و تصمیم‌گیری‌شده بود.

the article criticized the predacious tactics used in the industry.

مقاله راهکارهای شکارگر استفاده شده در صنعت را مورد انتقاد قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید