predestining fate
سرنوشت از پیش تعیین شده
predestining events
واقعه از پیش تعیین شده
predestining choices
انتخاب از پیش تعیین شده
predestining path
مسیر از پیش تعیین شده
predestining love
عشق از پیش تعیین شده
predestining journey
سفر از پیش تعیین شده
predestining destiny
سرنوشت از پیش تعیین شده
predestining purpose
هدف از پیش تعیین شده
predestining outcome
نتیجه از پیش تعیین شده
predestining connections
ارتباطات از پیش تعیین شده
life seems to be predestining our paths.
به نظر میرسد زندگی مسیرهای ما را از پیش تعیین میکند.
she believes that fate is predestining her success.
او معتقد است که سرنوشت موفقیت او را از پیش تعیین میکند.
some people think love is predestining.
برخی افراد فکر میکنند عشق از پیش تعیین شده است.
he feels that the universe is predestining his journey.
او احساس میکند که جهان سفر او را از پیش تعیین میکند.
destiny is predestining events in our lives.
سرنوشت وقایع زندگی ما را از پیش تعیین میکند.
they argue that the stars are predestining their future.
آنها استدلال میکنند که ستارهها آینده آنها را از پیش تعیین میکنند.
she often wonders if her choices are predestining her fate.
او اغلب فکر میکند که آیا انتخابهای او سرنوشت او را از پیش تعیین میکنند یا خیر.
he believes that each moment is predestining his destiny.
او معتقد است که هر لحظه سرنوشت او را از پیش تعیین میکند.
they feel that their meeting was predestining.
آنها احساس میکنند که آشنایی آنها از پیش تعیین شده بود.
many cultures believe in a predestining force in life.
فرهنگهای زیادی بر وجود یک نیروی از پیش تعیین کننده در زندگی باور دارند.
predestining fate
سرنوشت از پیش تعیین شده
predestining events
واقعه از پیش تعیین شده
predestining choices
انتخاب از پیش تعیین شده
predestining path
مسیر از پیش تعیین شده
predestining love
عشق از پیش تعیین شده
predestining journey
سفر از پیش تعیین شده
predestining destiny
سرنوشت از پیش تعیین شده
predestining purpose
هدف از پیش تعیین شده
predestining outcome
نتیجه از پیش تعیین شده
predestining connections
ارتباطات از پیش تعیین شده
life seems to be predestining our paths.
به نظر میرسد زندگی مسیرهای ما را از پیش تعیین میکند.
she believes that fate is predestining her success.
او معتقد است که سرنوشت موفقیت او را از پیش تعیین میکند.
some people think love is predestining.
برخی افراد فکر میکنند عشق از پیش تعیین شده است.
he feels that the universe is predestining his journey.
او احساس میکند که جهان سفر او را از پیش تعیین میکند.
destiny is predestining events in our lives.
سرنوشت وقایع زندگی ما را از پیش تعیین میکند.
they argue that the stars are predestining their future.
آنها استدلال میکنند که ستارهها آینده آنها را از پیش تعیین میکنند.
she often wonders if her choices are predestining her fate.
او اغلب فکر میکند که آیا انتخابهای او سرنوشت او را از پیش تعیین میکنند یا خیر.
he believes that each moment is predestining his destiny.
او معتقد است که هر لحظه سرنوشت او را از پیش تعیین میکند.
they feel that their meeting was predestining.
آنها احساس میکنند که آشنایی آنها از پیش تعیین شده بود.
many cultures believe in a predestining force in life.
فرهنگهای زیادی بر وجود یک نیروی از پیش تعیین کننده در زندگی باور دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید