prefixed

[ایالات متحده]/ˈprɛfɪkst/
[بریتانیا]/ˈprɛfɪkst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای پیشوند
v. به عنوان پیشوند اضافه کردن؛ در جلو قرار دادن؛ زمان گذشته و مفعول گذشته پیشوند

عبارات و ترکیب‌ها

prefixed text

متن با پیشوند

prefixed value

مقدار با پیشوند

prefixed format

فرمت با پیشوند

prefixed identifier

شناسه با پیشوند

prefixed string

رشته با پیشوند

prefixed key

کلید با پیشوند

prefixed method

متد با پیشوند

prefixed parameter

پارامتر با پیشوند

prefixed name

نام با پیشوند

prefixed attribute

ویژگی با پیشوند

جملات نمونه

the term is prefixed with a special symbol.

این اصطلاح با یک نماد خاص پیش‌وند دارد.

each entry is prefixed by a unique identifier.

هر ورودی با یک شناسه یکتا پیش‌وند دارد.

the file name should be prefixed with the date.

نام فایل باید با تاریخ پیش‌وند شود.

in programming, variables are often prefixed to indicate their type.

در برنامه‌نویسی، متغیرها اغلب برای نشان دادن نوع آن‌ها پیش‌وند می‌شوند.

the document is prefixed with a cover page.

سند با صفحه جلد پیش‌وند دارد.

he prefixed his name to the list of contributors.

او نام خود را به لیست مشارکت‌کنندگان پیش‌وند کرد.

make sure to prefix the url with "https://".

مطمئن شوید که URL را با "https://" پیش‌وند کنید.

the code snippet is prefixed with comments for clarity.

قطعه کد با نظرات برای وضوح پیش‌وند دارد.

all product codes are prefixed with a company abbreviation.

تمام کدهای محصول با مخفف شرکت پیش‌وند دارند.

each chapter is prefixed with a summary of the content.

هر فصل با خلاصه ای از محتوا پیش‌وند دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید