prepossess

[ایالات متحده]/ˌpriːpəˈzɛs/
[بریتانیا]/ˌpriːpəˈzɛs/

ترجمه

vt. از قبل داشتن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریprepossessing
شکل سوم شخص مفردprepossesses
زمان گذشتهprepossessed
قسمت سوم فعلprepossessed

عبارات و ترکیب‌ها

prepossess someone

پیش‌مقدم گرفتن از کسی

prepossess the audience

پیش‌مقدم گرفتن از مخاطبان

prepossess a quality

پیش‌مقدم گرفتن از یک ویژگی

prepossess the mind

پیش‌مقدم گرفتن از ذهن

prepossess the viewer

پیش‌مقدم گرفتن از بیننده

prepossess the room

پیش‌مقدم گرفتن از اتاق

prepossess the crowd

پیش‌مقدم گرفتن از جمعیت

prepossess an idea

پیش‌مقدم گرفتن از یک ایده

prepossess a presence

پیش‌مقدم گرفتن از حضور

prepossess the moment

پیش‌مقدم گرفتن از لحظه

جملات نمونه

her charm seemed to prepossess everyone in the room.

جذابیت او به نظر می رسید که همه را در اتاق تحت تاثیر قرار دهد.

the artist's work can prepossess the viewer's attention.

هنر هنرمند می تواند توجه بیننده را تحت تاثیر قرار دهد.

the prepossessing landscape captivated our hearts.

منظره دلربا قلوب ما را تسخیر کرد.

his confidence prepossessed the audience from the start.

اعتماد به نفس او مخاطبان را از ابتدا تحت تاثیر قرار داد.

she has a prepossessing smile that lights up the room.

او لبخندی دلربا دارد که فضا را روشن می کند.

the prepossessing aroma of the food drew us in.

عطر دلربای غذا ما را به خود جذب کرد.

his prepossessing personality made him many friends.

شخصیت دلربای او باعث شد که دوست های زیادی پیدا کند.

the prepossessing details of the design impressed everyone.

جزئیات دلربای طراحی همه را تحت تاثیر قرار داد.

she spoke with a prepossessing eloquence that held our attention.

او با فصاحتی دلربا صحبت کرد که توجه ما را به خود جلب کرد.

the prepossessing view from the mountain top was breathtaking.

منظره دلربا از بالای کوه نفس گیر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید