prewarning

[ایالات متحده]/priːˈwɔːnɪŋ/
[بریتانیا]/priːˈwɔrnɪŋ/

ترجمه

n. یک هشدار پیشرفته

عبارات و ترکیب‌ها

prewarning signal

سیگنال پیش‌هشدار

prewarning notice

اطلاع‌رسانی پیش‌هشدار

prewarning alert

هشدار پیش‌هشدار

prewarning message

پیام پیش‌هشدار

prewarning system

سیستم پیش‌هشدار

prewarning phase

فاز پیش‌هشدار

prewarning report

گزارش پیش‌هشدار

prewarning strategy

استراتژی پیش‌هشدار

prewarning procedure

روش‌ پیش‌هشدار

prewarning analysis

تجزیه‌وتحلیل پیش‌هشدار

جملات نمونه

we received a prewarning about the upcoming storm.

ما هشداری قبلی در مورد طوفان قریب‌الوقوع دریافت کردیم.

the prewarning system helps us prepare for emergencies.

سیستم هشدار به ما کمک می‌کند تا برای شرایط اضطراری آماده شویم.

his prewarning saved us from making a big mistake.

هشدار قبلی او از ما در برابر ارتکاب یک اشتباه بزرگ نجات داد.

she issued a prewarning to the team before the meeting.

او قبل از جلسه هشداری به تیم داد.

the prewarning allowed us to evacuate in time.

هشدار به موقع به ما اجازه داد به موقع تخلیه کنیم.

they ignored the prewarning and faced serious consequences.

آنها هشدار را نادیده گرفتند و با عواقب جدی روبرو شدند.

a prewarning can help mitigate risks in various situations.

هشدار می‌تواند به کاهش خطرات در موقعیت‌های مختلف کمک کند.

it's essential to pay attention to prewarnings from authorities.

توجه به هشدارهای مقامات از اهمیت بالایی برخوردار است.

the prewarning system is crucial for disaster management.

سیستم هشدار برای مدیریت بحران بسیار مهم است.

we rely on the prewarning alerts for our safety.

ما برای ایمنی خود به هشدارهای هشدار متکی هستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید