a problem-solver
یک حل کننده مسئله
be a problem-solver
یک حل کننده مسئله شوید
problem-solver role
نقش حل کننده مسئله
experienced problem-solver
حل کننده مسئله با تجربه
becoming a problem-solver
در حال شدن به یک حل کننده مسئله
natural problem-solver
حل کننده مسئله طبیعی
problem-solver needed
نیاز به یک حل کننده مسئله است
she's a natural problem-solver, always finding creative solutions.
او یک حل کننده طبیعی مسائل است و همیشه راه حل های خلاقانه پیدا می کند.
our team needs a strong problem-solver to tackle this project.
تیم ما به یک حل کننده قوی مسائل نیاز دارد تا این پروژه را پیش برد.
he's a skilled problem-solver with years of experience in the field.
او یک حل کننده ماهر مسائل است با سال ها تجربه در این زمینه.
the company seeks a proactive problem-solver to improve efficiency.
شرکت به دنبال یک حل کننده مسائل فعال است تا بهبود کارایی را ایجاد کند.
being a good problem-solver requires analytical skills and patience.
بودن یک حل کننده خوب نیاز به مهارت های تحلیلی و صبر دارد.
we hired a dedicated problem-solver to address the software bugs.
ما یک حل کننده مسائل وفادار را استخدام کردیم تا با خطاها در نرم افزار کار کند.
he proved to be an excellent problem-solver during the crisis.
او در زمان بحران ثابت کرد یک حل کننده مسائل بسیار خوب است.
the role demands a resourceful problem-solver with a can-do attitude.
این نقش یک حل کننده مسائل منابع دار با نگرش امکان پذیری را می خواهد.
she's known as a meticulous problem-solver who leaves nothing to chance.
او به عنوان یک حل کننده مسائل دقت بالا شناخته می شود که چیزی را به اتفاق نمی گذارد.
we value individuals who are effective problem-solvers and collaborators.
ما افرادی را که حل کننده مسائل مؤثر و همکاران هستند ارزش می دهیم.
the new software aims to be a problem-solver for small businesses.
نرم افزار جدید به عنوان یک حل کننده مسائل برای کسب و کارهای کوچک هدف قرار دارد.
a problem-solver
یک حل کننده مسئله
be a problem-solver
یک حل کننده مسئله شوید
problem-solver role
نقش حل کننده مسئله
experienced problem-solver
حل کننده مسئله با تجربه
becoming a problem-solver
در حال شدن به یک حل کننده مسئله
natural problem-solver
حل کننده مسئله طبیعی
problem-solver needed
نیاز به یک حل کننده مسئله است
she's a natural problem-solver, always finding creative solutions.
او یک حل کننده طبیعی مسائل است و همیشه راه حل های خلاقانه پیدا می کند.
our team needs a strong problem-solver to tackle this project.
تیم ما به یک حل کننده قوی مسائل نیاز دارد تا این پروژه را پیش برد.
he's a skilled problem-solver with years of experience in the field.
او یک حل کننده ماهر مسائل است با سال ها تجربه در این زمینه.
the company seeks a proactive problem-solver to improve efficiency.
شرکت به دنبال یک حل کننده مسائل فعال است تا بهبود کارایی را ایجاد کند.
being a good problem-solver requires analytical skills and patience.
بودن یک حل کننده خوب نیاز به مهارت های تحلیلی و صبر دارد.
we hired a dedicated problem-solver to address the software bugs.
ما یک حل کننده مسائل وفادار را استخدام کردیم تا با خطاها در نرم افزار کار کند.
he proved to be an excellent problem-solver during the crisis.
او در زمان بحران ثابت کرد یک حل کننده مسائل بسیار خوب است.
the role demands a resourceful problem-solver with a can-do attitude.
این نقش یک حل کننده مسائل منابع دار با نگرش امکان پذیری را می خواهد.
she's known as a meticulous problem-solver who leaves nothing to chance.
او به عنوان یک حل کننده مسائل دقت بالا شناخته می شود که چیزی را به اتفاق نمی گذارد.
we value individuals who are effective problem-solvers and collaborators.
ما افرادی را که حل کننده مسائل مؤثر و همکاران هستند ارزش می دهیم.
the new software aims to be a problem-solver for small businesses.
نرم افزار جدید به عنوان یک حل کننده مسائل برای کسب و کارهای کوچک هدف قرار دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید