prog music
موسیقی پرگرس
prog rock
راک پرگرس
prog language
زبان برنامهنویسی
prog design
طراحی برنامه
prog development
توسعه برنامه
prog editing
ویرایش برنامه
prog analysis
تجزیه و تحلیل برنامه
prog tools
ابزارهای برنامه
prog framework
چارچوب برنامه
prog interface
رابط برنامه
he is working on a new prog for the festival.
او روی یک برنامه جدید برای جشنواره کار می کند.
they decided to prog their presentation for better clarity.
آنها تصمیم گرفتند ارائهشان را برای وضوح بیشتر بهبود بخشند.
the team will prog the software to enhance its features.
تیم نرم افزار را برای افزایش ویژگی های آن ارتقا خواهد داد.
she has a great idea to prog the community event.
او ایده خوبی برای ارتقای رویداد جامعه دارد.
we should prog our strategy to meet the new challenges.
ما باید استراتژی خود را برای مقابله با چالش های جدید ارتقا دهیم.
the artist plans to prog her exhibition next month.
هنرمند قصد دارد ماه آینده نمایشگاه خود را ارتقا دهد.
he loves to prog his music before releasing it.
او عاشق ارتقای موسیقی خود قبل از انتشار آن است.
they are going to prog the schedule for the project.
آنها قصد دارند برنامه زمانبندی پروژه را ارتقا دهند.
she is excited to prog the upcoming workshop.
او برای ارتقای کارگاه آینده هیجان زده است.
we need to prog our approach to attract more participants.
ما باید رویکرد خود را برای جذب شرکت کنندگان بیشتر ارتقا دهیم.
prog music
موسیقی پرگرس
prog rock
راک پرگرس
prog language
زبان برنامهنویسی
prog design
طراحی برنامه
prog development
توسعه برنامه
prog editing
ویرایش برنامه
prog analysis
تجزیه و تحلیل برنامه
prog tools
ابزارهای برنامه
prog framework
چارچوب برنامه
prog interface
رابط برنامه
he is working on a new prog for the festival.
او روی یک برنامه جدید برای جشنواره کار می کند.
they decided to prog their presentation for better clarity.
آنها تصمیم گرفتند ارائهشان را برای وضوح بیشتر بهبود بخشند.
the team will prog the software to enhance its features.
تیم نرم افزار را برای افزایش ویژگی های آن ارتقا خواهد داد.
she has a great idea to prog the community event.
او ایده خوبی برای ارتقای رویداد جامعه دارد.
we should prog our strategy to meet the new challenges.
ما باید استراتژی خود را برای مقابله با چالش های جدید ارتقا دهیم.
the artist plans to prog her exhibition next month.
هنرمند قصد دارد ماه آینده نمایشگاه خود را ارتقا دهد.
he loves to prog his music before releasing it.
او عاشق ارتقای موسیقی خود قبل از انتشار آن است.
they are going to prog the schedule for the project.
آنها قصد دارند برنامه زمانبندی پروژه را ارتقا دهند.
she is excited to prog the upcoming workshop.
او برای ارتقای کارگاه آینده هیجان زده است.
we need to prog our approach to attract more participants.
ما باید رویکرد خود را برای جذب شرکت کنندگان بیشتر ارتقا دهیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید