progs

[ایالات متحده]/prɒg/
[بریتانیا]/prɑg/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. غارت کردن; غارت کردن
vt. نظارت کردن; مجازات کردن
n. غذا; فرد پیشرو; ناظر مدرسه; غذایی که از طریق غارت به دست آمده; فرد پیشرو

عبارات و ترکیب‌ها

prog music

موسیقی پرگرس

prog rock

راک پرگرس

prog language

زبان برنامه‌نویسی

prog design

طراحی برنامه

prog development

توسعه برنامه

prog editing

ویرایش برنامه

prog analysis

تجزیه و تحلیل برنامه

prog tools

ابزارهای برنامه

prog framework

چارچوب برنامه

prog interface

رابط برنامه

جملات نمونه

he is working on a new prog for the festival.

او روی یک برنامه جدید برای جشنواره کار می کند.

they decided to prog their presentation for better clarity.

آنها تصمیم گرفتند ارائه‌شان را برای وضوح بیشتر بهبود بخشند.

the team will prog the software to enhance its features.

تیم نرم افزار را برای افزایش ویژگی های آن ارتقا خواهد داد.

she has a great idea to prog the community event.

او ایده خوبی برای ارتقای رویداد جامعه دارد.

we should prog our strategy to meet the new challenges.

ما باید استراتژی خود را برای مقابله با چالش های جدید ارتقا دهیم.

the artist plans to prog her exhibition next month.

هنرمند قصد دارد ماه آینده نمایشگاه خود را ارتقا دهد.

he loves to prog his music before releasing it.

او عاشق ارتقای موسیقی خود قبل از انتشار آن است.

they are going to prog the schedule for the project.

آنها قصد دارند برنامه زمانبندی پروژه را ارتقا دهند.

she is excited to prog the upcoming workshop.

او برای ارتقای کارگاه آینده هیجان زده است.

we need to prog our approach to attract more participants.

ما باید رویکرد خود را برای جذب شرکت کنندگان بیشتر ارتقا دهیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید