propagandas

[ایالات متحده]/ˌprɒpəˈɡændə/
[بریتانیا]/ˌprɑːpəˈɡændə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انتشار اطلاعات، به ویژه با ماهیت جانبدارانه یا گمراه‌کننده، برای ترویج یک هدف سیاسی خاص یا دیدگاه.

عبارات و ترکیب‌ها

propaganda department

بخش تبلیغات

جملات نمونه

conduct propaganda and agitation

تبلیغات و برانگیختن

a piece of propaganda trumpery

یک حقه تبلیغاتی

a counterblast to the growing propaganda of the Left.

واکنش متقابل به تبلیغات رو به رشد جناح چپ.

black propaganda; black radio transmissions.

تبلیغات سیاه؛ پخش رادیویی سیاه.

wartime propaganda that demonizes the enemy.

تبلیغات جنگی که دشمن را شیطان‌نمایی می‌کند.

Soviet propaganda against Fascism

تبلیغات شوروی علیه فاشیسم

to indoctrinate someone with political propaganda

تبلیغات سیاسی را به کسی تلقین کردن

the Bolshevist propaganda which you imbibed in your youth.

تبلیغات بلشویکی که شما در جوانی آن را جذب کردید.

A lot of propaganda has painted him as bad.

تبلیغات زیادی او را بد نشان داده است.

the party's leaders believed that a long period of education and propaganda would be necessary.

رهبران حزب معتقد بودند که یک دوره طولانی آموزش و تبلیغات ضروری خواهد بود.

On the 11th November 1720 the Custos of the Holy Land writes to the Holy Congregation Propaganda Fide that some persons had made the population of Bethlehem rise against the Franciscans.

در یازدهم نوامبر 1720، ناظر سرزمین مقدس برای مجمع مقدس پروپاگاندا فیاده نوشت که برخی از افراد باعث قیام جمعیت بیت لحم علیه فرانسیسکان شده اند.

US President Bill Clinton acted tough by ex- pelling a persona non grata;Russians huffily brand the whole spy case a“propaganda counteroffensive.

رئیس جمهور ایالات متحده، بیل کلینتون، با اخراج یک شخصیت ناخواسته، سخت عمل کرد؛ روس‌ها با غرور و کینه، کل پرونده جاسوسی را یک "ضد تبلیغات" توصیف کردند.

نمونه‌های واقعی

And they can challenge government propaganda by creating alternative media.

آنها می‌توانند با ایجاد رسانه‌های جایگزین، تبلیغات دولتی را به چالش بکشند.

منبع: TED Talks (Audio Version) June 2016 Collection

It is a full service propaganda machine.

این یک ماشین تبلیغاتی با خدمات کامل است.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

These are all propaganda they are making.

همه اینها تبلیغاتی هستند که آنها می سازند.

منبع: CNN 10 Student English April 2023 Compilation

Let's just hope it's not about flat Earth propaganda.

امیدواریم که مربوط به تبلیغات زمین تخت نباشد.

منبع: If there is a if.

The idea that he was short comes only from British wartime propaganda.

ایده اینکه او قد کوتاه بوده فقط از تبلیغات جنگی بریتانیا ناشی می شود.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Lavishly filmed by the Wehrmacht's propaganda units.

به طور مجلل توسط واحدهای تبلیغاتی وافرمخت فیلمبرداری شده است.

منبع: The Apocalypse of World War II

Second, the U.S. is fostering media independence throughout Eastern Europe to combat Kremlin-sponsored propaganda.

ثانیا، ایالات متحده در حال تقویت استقلال رسانه در سراسر اروپای شرقی برای مقابله با تبلیغات مورد حمایت کرملین است.

منبع: VOA Daily Standard July 2019 Collection

German propaganda newsreels insist on showing repeated close-ups of their faces.

اخبار تبلیغاتی آلمان اصرار دارند که تصاویر نزدیک تکراری از چهره های آنها را نشان دهند.

منبع: The Apocalypse of World War II

He admitted trying to steal a propaganda banner.

او اعتراف کرد که سعی کرده یک بنر تبلیغاتی را بدزدد.

منبع: AP Listening Collection March 2016

A Russian court has fined Facebook's parent company, Meta, for what it calls LGBT propaganda.

یک دادگاه روسیه شرکت مادر فیس بوک، متا را به دلیل آنچه تبلیغات LGBT می نامد جریمه کرده است.

منبع: PBS English News

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید