propitiatory

[ایالات متحده]/prəˈpɪʃ.ɪ.ə.tər.i/
[بریتانیا]/prəˈpɪʃ.iˌeɪ.tɔːr.i/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. طراحی شده برای آرام کردن یا مصالحه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

propitiatory sacrifice

فديه

propitiatory offering

نیاز

propitiatory prayer

دعا

propitiatory act

عمل کفاره‌ای

propitiatory service

خدمت کفاره‌ای

propitiatory ritual

آیین کفاره‌ای

propitiatory gesture

حرکت کفاره‌ای

propitiatory love

عشق کفاره‌ای

propitiatory devotion

علاقه کفاره‌ای

propitiatory relationship

ارتباط کفاره‌ای

جملات نمونه

the priest offered a propitiatory sacrifice to appease the gods.

کشیش یک قربانی تطهیرآمیز برای خشنود کردن خدایان اهدا کرد.

they believed that a propitiatory gesture could mend their broken relationship.

آنها معتقد بودند که یک حرکت تطهیرآمیز می تواند رابطه از هم پاشیده آنها را ترمیم کند.

the community held a propitiatory ceremony to seek forgiveness.

جامعه یک مراسم تطهیرآمیز برای طلب بخشش برگزار کرد.

his propitiatory words helped ease the tension in the room.

کلمات تطهیرآمیز او به کاهش تنش در اتاق کمک کرد.

in ancient times, propitiatory offerings were common among tribes.

در زمان‌های قدیم، قربانی‌های تطهیرآمیز در بین قبایل رایج بود.

the propitiatory nature of the ritual was evident to all participants.

طبیعت تطهیرآمیز آیین برای همه شرکت کنندگان آشکار بود.

she made a propitiatory gesture after the argument.

او بعد از بحث یک حرکت تطهیرآمیز انجام داد.

the king sought propitiatory measures to ensure peace in his kingdom.

شاه به دنبال اقدامات تطهیرآمیز برای اطمینان از صلح در پادشاهی خود بود.

propitiatory actions were often seen as necessary in their culture.

اقدامات تطهیرآمیز اغلب به عنوان ضروری در فرهنگ آنها تلقی می شد.

his propitiatory tone calmed the angry crowd.

لحن تطهیرآمیز او خشم جمعیت را فرو نشاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید