propo

[ایالات متحده]/prəˈpəʊ/
[بریتانیا]/proʊˈpoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پروفنول اکسیداز؛ ژن کد کننده پروفنول اکسیداز
شکل‌های واژه
جمعpropos

عبارات و ترکیب‌ها

make a proposal

پیشنهادی بزنید

business proposition

پیشنهاد کسب و کار

propose a toast

به افتخار یک نوشیدنی بزنید

proposed solution

راه حل پیشنهادی

marriage proposal

پیشنهاد ازدواج

proponent of reform

پیشنهادکننده اصلاحات

proportional representation

نمایندگی نسبی

جملات نمونه

the committee will review the proposal tomorrow.

کمیته فردا پیشنهاد را بررسی خواهد کرد.

she made a compelling proposal at the meeting.

او در جلسه یک پیشنهاد مقنع ارائه داد.

the scientist proposed a new theory.

دانشمند یک نظریه جدید ارائه کرد.

he is a strong proponent of renewable energy.

او یک حامی قوی انرژی‌های تجدیدپذیر است.

the proposal was accepted unanimously.

پیشنهاد به طور یک‌گانه پذیرفته شد.

they proposed a toast to the newlyweds.

آن‌ها برای جوان‌های جدید یک سخن گفتنی ارائه کردند.

the proposal needs further consideration.

پیشنهاد نیاز به تفکر بیشتر دارد.

she rejected his marriage proposal.

او پیشنهاد ازدواج او را پذیرفته نکرد.

the proposal includes several key points.

پیشنهاد چند نکته کلیدی را شامل می‌شود.

we need to propose a solution to this problem.

ما نیاز داریم یک راه‌حل برای این مشکل ارائه دهیم.

the proposal seems reasonable to me.

به نظر من پیشنهاد منطقی به نظر می‌رسد.

they discussed the proposal in detail.

آن‌ها پیشنهاد را به طور جزئی بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید