prorogues the session
به تعویق انداختن جلسه
prorogues the debate
به تعویق انداختن بحث
prorogues the meeting
به تعویق انداختن جلسه
prorogues parliament
به تعویق انداختن پارلمان
prorogues the assembly
به تعویق انداختن مجمع
prorogues discussions
به تعویق انداختن بحثها
prorogues the vote
به تعویق انداختن رای گیری
prorogues the inquiry
به تعویق انداختن تحقیق
prorogues the agenda
به تعویق انداختن دستور کار
the parliament prorogues its sessions every summer.
پارلمان هر سال در فصل تابستان جلسات خود را به تعویق میاندازد.
the governor prorogues the assembly for further discussions.
والی مجمع را برای بحثهای بیشتر به تعویق میاندازد.
he announced that the meeting prorogues until next week.
او اعلام کرد که جلسه تا هفته آینده به تعویق میافتد.
the court prorogues its hearings due to unforeseen circumstances.
دادگاه به دلیل شرایط غیرمنتظره، جلسات خود را به تعویق میاندازد.
the president prorogues the legislative session to address urgent matters.
رئیسجمهور برای رسیدگی به مسائل فوری، جلسه قانونگذاری را به تعویق میاندازد.
after much debate, the council prorogues its discussions.
پس از بحثهای فراوان، شورای مشورتی بحثهای خود را به تعویق میاندازد.
the session was prorogued by the speaker after a long day.
جلسه پس از یک روز طولانی توسط رئیس جلسه به تعویق افتاد.
she suggested that they prorogue their negotiations until next month.
او پیشنهاد کرد که آنها مذاکرات خود را تا ماه آینده به تعویق بیاندازند.
the board decided to prorogue its meetings until further notice.
هیئتمدیره تصمیم گرفت تا اطلاع ثانوی جلسات خود را به تعویق بیاندازد.
the treaty was prorogued, awaiting final approval.
معاهده به تعویق افتاد و منتظر تایید نهایی بود.
prorogues the session
به تعویق انداختن جلسه
prorogues the debate
به تعویق انداختن بحث
prorogues the meeting
به تعویق انداختن جلسه
prorogues parliament
به تعویق انداختن پارلمان
prorogues the assembly
به تعویق انداختن مجمع
prorogues discussions
به تعویق انداختن بحثها
prorogues the vote
به تعویق انداختن رای گیری
prorogues the inquiry
به تعویق انداختن تحقیق
prorogues the agenda
به تعویق انداختن دستور کار
the parliament prorogues its sessions every summer.
پارلمان هر سال در فصل تابستان جلسات خود را به تعویق میاندازد.
the governor prorogues the assembly for further discussions.
والی مجمع را برای بحثهای بیشتر به تعویق میاندازد.
he announced that the meeting prorogues until next week.
او اعلام کرد که جلسه تا هفته آینده به تعویق میافتد.
the court prorogues its hearings due to unforeseen circumstances.
دادگاه به دلیل شرایط غیرمنتظره، جلسات خود را به تعویق میاندازد.
the president prorogues the legislative session to address urgent matters.
رئیسجمهور برای رسیدگی به مسائل فوری، جلسه قانونگذاری را به تعویق میاندازد.
after much debate, the council prorogues its discussions.
پس از بحثهای فراوان، شورای مشورتی بحثهای خود را به تعویق میاندازد.
the session was prorogued by the speaker after a long day.
جلسه پس از یک روز طولانی توسط رئیس جلسه به تعویق افتاد.
she suggested that they prorogue their negotiations until next month.
او پیشنهاد کرد که آنها مذاکرات خود را تا ماه آینده به تعویق بیاندازند.
the board decided to prorogue its meetings until further notice.
هیئتمدیره تصمیم گرفت تا اطلاع ثانوی جلسات خود را به تعویق بیاندازد.
the treaty was prorogued, awaiting final approval.
معاهده به تعویق افتاد و منتظر تایید نهایی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید