psycho

[ایالات متحده]/'saɪkəʊ/
[بریتانیا]/'saɪko/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روان‌کاوی
adj. روان‌پزشکی
Word Forms
جمعpsychos

عبارات و ترکیب‌ها

psychopath

روان‌کشته

جملات نمونه

When he feels low, he often calls in his psycho doctor, and feels better for a chat with him.

وقتی احساس ناراحتی می کند، اغلب روانپزشک خود را می آورد و احساس بهتری دارد وقتی با او صحبت می کند.

He is best remembered for his chilling portrayal of Norman Bates in ‘Psycho’.

او بیشتر به خاطر تصویرسازی سرد و ترسناکش از نورمن بیتس در فیلم 'روانی' به یاد می‌آید.

psychoanalysis is a form of therapy.

تحلیل روانکاوی یک نوع درمان است.

he's a psycho who needs help.

او یک فرد روان‌گداخته است که به کمک نیاز دارد.

the movie portrayed a chilling psycho killer.

فیلم یک قاتل روان‌گداخته وحشتناک را به تصویر کشید.

she's convinced her ex is a psycho.

او مطمئن است که سابقه‌اش یک فرد روان‌گداخته است.

the psychotherapy sessions helped him cope with his trauma.

جلسات روان‌درمانی به او کمک کرد تا با آسیب روانی خود کنار بیاید.

the psycho ward at the hospital is for patients with severe mental illnesses.

بخش روان‌گداختگی در بیمارستان برای بیماران مبتلا به بیماری‌های روانی شدید است.

the detective profiled the psycho based on the crime scene evidence.

مامور پلیس با توجه به شواهد صحنه جرم، فرد روان‌گداخته را پروفایل کرد.

she's a psychotherapist specializing in trauma recovery.

او یک روان‌درمانگر است که در زمینه بهبودی از آسیب روانی تخصص دارد.

the novel delves into the mind of a psycho stalker.

رمان به ذهن یک تعقیب‌کننده روان‌گداخته می‌پردازد.

the police apprehended the psycho before he could harm anyone else.

پلیس فرد روان‌گداخته را قبل از اینکه بتواند به کسی آسیب برساند دستگیر کرد.

نمونه‌های واقعی

You brought that psycho into our house!

شما آن روان‌بده را به خانه ما آوردید!

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

Look, I know that you think he's some creepy psycho.

ببین، می‌دونم که فکر می‌کنی او یک روان‌بده ترسناک است.

منبع: Desperate Housewives Season 5

No, I mean oh my God, you are such a psycho.

نه، می‌خواهم بگویم خدای من، شما واقعاً یک روان‌بده هستید.

منبع: Lost Girl Season 2

That is kind of weird! What if she is a psycho or something like that?

این کمی عجیب است! اگر او یک روان‌بده یا چیزی شبیه به آن باشد چه می‌شود؟

منبع: EnglishPod 271-365

Do you really think the people on this street want a manipulative psycho for a neighbor?

آیا واقعاً فکر می‌کنید مردم این خیابان می‌خواهند یک روان‌بده دستکاری‌کننده را همسایه داشته باشند؟

منبع: Desperate Housewives Season 7

Look, I'm not some sort of psycho!

ببین، من یک جور روان‌بده نیستم!

منبع: English little tyrant

You wouldn't even let your own daughter go out with him. You said he was a psycho.

حتی اجازه ندادی دختر خودت با او بیرون برود. گفتی او یک روان‌بده است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

Screw you, psycho! I'm not putting this on.

برو بمیر، روان‌بده! من این را نمی‌پذیرم.

منبع: American Horror Story Season 1

That psycho who nailed the Monsignor to the cross?

آن روان‌بده‌ای که اسقف اعظم را به صلیب کشید؟

منبع: American Horror Story: Season 2

No, no, we are not listening to that psycho.

نه، نه، ما به آن روان‌بده گوش نمی‌دهیم.

منبع: Super Girl Season 2 S02

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید