punta

[ایالات متحده]/[ˈpʊntə]/
[بریتانیا]/[ˈpʊntə]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوک یا نقطه‌ای چیزی، به ویژه یک نوک پایه یا یک تیغه؛ یک نقطه یا منطقه‌ای که چیزی در آن متمرکز است؛ یک جایگاه یا موقعیت.
v. چیزی را به یک نقطه خاص هدایت کردن؛ نشان دادن یا نشان دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

punta alta

پونتا بالا

punta fina

پونتا جوان

punta pie

پونتا پا

punta de flecha

پونتا از فلش

punta izquierda

پونتا چپ

punta derecha

پونتا راست

punta del zapato

پونتا از کفش

punta en punta

پونتا در پونتا

punta rota

پونتا شکسته

punta superior

پونتا بالاتر

جملات نمونه

the punta del este is a beautiful resort town in uruguay.

پunta del este یک شهر روستایی زیبایی در اوروگوئو است.

we spent a relaxing week at the punta, enjoying the beaches.

ما یک هفته آرامش بخش در پunta گذراندیم و از ریزش ها لذت بردیم.

the punta offers stunning views of the coastline.

پunta نمای زیبای ساحل را ارائه می دهد.

many tourists visit the punta during the summer months.

بanyak turis میزدورو در ماه های تابستانی به پunta می آیند.

the punta is known for its luxury hotels and restaurants.

پunta به خاطر هتل های لوکس و رستوران هایش معروف است.

we drove to the punta to watch the sunset over the ocean.

ما به پunta راندیم تا غروب خورشید را روی اقیانوس ببینیم.

the punta's nightlife is vibrant and exciting.

شبیه پunta پر از انرژی و جذاب است.

the punta has a rich history and culture to explore.

پunta دارای تاریخ و فرهنگ غنی برای کشف است.

we enjoyed a delicious seafood dinner at a restaurant in the punta.

ما یک غذای دریایی لذت بخش در یک رستوران در پunta گذراندیم.

the punta is a popular destination for sailing and windsurfing.

پunta یک مقصد محبوب برای قایق رانی و ویندسورف است.

we stayed in a charming boutique hotel near the punta.

ما در یک هتل بومی زیبای نزدیک پunta اقامت کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید