quarreller

[ایالات متحده]/[ˈkwɒrələr]/
[بریتانیا]/[ˈkwɑːrələr]/

ترجمه

n. یک فرد که به بحث یا میانجی گرفتن عادت کرده است.؛ کسی که اغلب در اختلافات شرکت می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

a notorious quarreller

یک نفر شاگرد میانه‌ای

constant quarreller

نفر میانه‌ای دائمی

be a quarreller

یک نفر میانه‌ای شوید

avoid a quarreller

از یک نفر میانه‌ای بپرهیزید

quarreller's temper

temperament نفر میانه‌ای

quarreller always

نفر میانه‌ای همیشه

quarreller's fault

خطای نفر میانه‌ای

quarreller became

نفر میانه‌ای شد

quarreller's words

کلمات نفر میانه‌ای

جملات نمونه

he was a notorious quarreller, always starting arguments with his neighbors.

او یک فرد شناخته شده در تهور بود که همیشه با همسایه‌هایش درگیر می‌شد.

despite being a fierce quarreller, she had a good heart underneath.

هرچند او یک تهور زدگی شدید بود، اما درون او قلبی خوب وجود داشت.

the family reunion was marred by a quarreller who insisted on being right.

جمعه خانوادگی توسط یک فرد تهور زدگی که به دنبال این بود که درستی خود را ثابت کند، نابود شد.

his reputation as a constant quarreller preceded him wherever he went.

معروفیت او به عنوان یک فرد تهور زدگی دائمی، او را هر جا که رفت می‌پیچید.

we tried to avoid the office quarreller to maintain a peaceful work environment.

ما سعی کردیم از فرد تهور زدگی اداری دوری کنیم تا محیط کاری آرام باقی بماند.

the mediator hoped to calm the quarreller and facilitate a resolution.

میانجی امید داشت که فرد تهور زدگی را آرام کند و راه حلی را تسهیل کند.

being a skilled debater doesn't make one a good quarreller; it requires a different skill set.

بودن یک مخاطره‌گر ماهر به این معنی نیست که یک فرد تهور زدگی خوب باشد؛ این نیازمند مهارت‌های متفاوتی است.

the quarreller’s loud voice echoed through the hallway, disturbing everyone.

صوت بلند فرد تهور زدگی در راهرو تکان می‌خورد و همه را مزاحم می‌کرد.

she warned him not to provoke the quarreller, as he was known to escalate situations.

او به او هشدار داد که فرد تهور زدگی را تحریک نکند، زیرا او به دلیل افزایش وضعیت‌ها معروف بود.

the constant quarreller drained the energy from the entire team.

فرد تهور زدگی دائمی انرژی تمام تیم را کاهش داد.

we advised him to seek help for his tendency to become a quarreller.

ما او را تشویق کردیم که به دنبال کمک برای تمایل خود به شدید شدن تهور باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید