quickdraw action
عملیات رسم سریع
quickdraw style
سبک رسم سریع
quickdraw artist
هنرمند رسم سریع
quickdraw speed
سرعت رسم سریع
quickdraw technique
فناوری رسم سریع
quickdraw reflex
پاسخگویی رسم سریع
doing a quickdraw
انجام یک رسم سریع
quickdraw practice
تمرین رسم سریع
quickdraw contest
مسابقه رسم سریع
quickdraw skills
مهارتهای رسم سریع
the quickdraw system allows for rapid deployment of shelters.
سیستم کویکدراور امکان توزیع سریع پناهگاهها را فراهم میکند.
he demonstrated a quickdraw technique for setting up the tent.
او یک تکنیک کویکدراور برای نصب تپه نشان داد.
the climber used a quickdraw to secure the rope to the rock face.
کوهنورد از یک کویکدراور برای اطمینان از کشکش روی دیوار سنگی استفاده کرد.
a quickdraw setup is essential for efficient belaying.
نصب کویکدراور برای ارائه یک بیلایی کارآمد ضروری است.
they practiced their quickdraw skills during the training session.
آنها مهارتهای کویکدراور خود را در جلسه تمرینی تمرین دادند.
the quickdraw's locking mechanism ensures a secure connection.
مکانیسم قفل کویکدراور اطمینان از اتصال ایمن را فراهم میکند.
we need to restock the quickdraws for the upcoming expedition.
ما نیاز داریم کویکدراورها را برای سفر آینده بارگذاری کنیم.
the guide showed us a modified quickdraw system for added safety.
راهنما یک سیستم کویکدراور تغییر یافته را برای ایمنی بیشتر به ما نشان داد.
a reliable quickdraw is a crucial piece of climbing gear.
یک کویکدراور قابل اعتماد یک قطعه ضروری برای کوهنوردی است.
the team utilized a lightweight quickdraw to minimize pack weight.
تیم از یک کویکدراور سبک برای کاهش وزن بستهها استفاده کرد.
he prefers using screwgate quickdraws for their added security.
او بهتر است از کویکدراورهای با دریچه پیچی برای ایمنی بیشتر استفاده کند.
quickdraw action
عملیات رسم سریع
quickdraw style
سبک رسم سریع
quickdraw artist
هنرمند رسم سریع
quickdraw speed
سرعت رسم سریع
quickdraw technique
فناوری رسم سریع
quickdraw reflex
پاسخگویی رسم سریع
doing a quickdraw
انجام یک رسم سریع
quickdraw practice
تمرین رسم سریع
quickdraw contest
مسابقه رسم سریع
quickdraw skills
مهارتهای رسم سریع
the quickdraw system allows for rapid deployment of shelters.
سیستم کویکدراور امکان توزیع سریع پناهگاهها را فراهم میکند.
he demonstrated a quickdraw technique for setting up the tent.
او یک تکنیک کویکدراور برای نصب تپه نشان داد.
the climber used a quickdraw to secure the rope to the rock face.
کوهنورد از یک کویکدراور برای اطمینان از کشکش روی دیوار سنگی استفاده کرد.
a quickdraw setup is essential for efficient belaying.
نصب کویکدراور برای ارائه یک بیلایی کارآمد ضروری است.
they practiced their quickdraw skills during the training session.
آنها مهارتهای کویکدراور خود را در جلسه تمرینی تمرین دادند.
the quickdraw's locking mechanism ensures a secure connection.
مکانیسم قفل کویکدراور اطمینان از اتصال ایمن را فراهم میکند.
we need to restock the quickdraws for the upcoming expedition.
ما نیاز داریم کویکدراورها را برای سفر آینده بارگذاری کنیم.
the guide showed us a modified quickdraw system for added safety.
راهنما یک سیستم کویکدراور تغییر یافته را برای ایمنی بیشتر به ما نشان داد.
a reliable quickdraw is a crucial piece of climbing gear.
یک کویکدراور قابل اعتماد یک قطعه ضروری برای کوهنوردی است.
the team utilized a lightweight quickdraw to minimize pack weight.
تیم از یک کویکدراور سبک برای کاهش وزن بستهها استفاده کرد.
he prefers using screwgate quickdraws for their added security.
او بهتر است از کویکدراورهای با دریچه پیچی برای ایمنی بیشتر استفاده کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید