railers

[ایالات متحده]/ˈreɪlə/
[بریتانیا]/ˈreɪlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که انتقاد می‌کند یا سرزنش می‌کند؛ دنباله یک گزارش

عبارات و ترکیب‌ها

freight railer

ریلر باری

railroad railer

ریلر راه‌آهن

flatbed railer

ریلر تخت

tank railer

ریلر مخزن

cargo railer

ریلر بار

double-decker railer

ریلر دو طبقه

auto railer

ریلر خودرو

open-top railer

ریلر سقفی باز

container railer

ریلر کانتینری

passenger railer

ریلر مسافربری

جملات نمونه

the railer shouted loudly to get everyone's attention.

ریلر با صدای بلند فریاد زد تا توجه همه را جلب کند.

as a railer, he often shares his experiences on social media.

همانطور که یک ریلر، او اغلب تجربیات خود را در رسانه های اجتماعی به اشتراک می گذارد.

the railer's job involves ensuring the safety of the tracks.

وظیفه ریلر اطمینان از ایمنی مسیرها را شامل می شود.

she listened to the railer's stories about life on the train.

او به داستان های ریلر در مورد زندگی در قطار گوش داد.

the railer explained the importance of timely maintenance.

ریلر اهمیت نگهداری به موقع را توضیح داد.

many railers work long hours to keep the trains running.

بسیاری از ریلرها ساعت های طولانی کار می کنند تا قطارها در حال حرکت باشند.

the railer was proud of his contribution to the railway system.

ریلر از سهم خود در سیستم ریلی مفتخر بود.

during the meeting, the railer raised concerns about safety protocols.

در طول جلسه، ریلر نگرانی خود را در مورد پروتکل های ایمنی مطرح کرد.

the railer often collaborates with engineers to improve services.

ریلر اغلب با مهندسان برای بهبود خدمات همکاری می کند.

being a railer requires physical strength and attention to detail.

ریلر بودن نیاز به قدرت بدنی و توجه به جزئیات دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید