rante

[ایالات متحده]/rænt/
[بریتانیا]/rænt/

ترجمه

n. یک نام یا واژه ترانскربه شده؛ یک واژه تخصصی که به یک ابزار شبیه چرخ‌زن یا ردیف یک ستاره‌ی در حال حرکت یا مeteor گفته می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعrantes

جملات نمونه

the heavy rante secured the boat to the dock.

ranté سنگین کشتی را به دک دوخت.

she wore a silver rante around her wrist.

او یک ranté از جنس نقره را حول کف‌پا خود گذاشت.

the prisoner struggled against the rusty rante.

زندانی در برابر ranté زنگ‌زدگی می‌کشید.

he clicked the rante shut on his bicycle lock.

او ranté را روی قفل دوچرخه‌اش بست.

the dog was tied to a tree with a short rante.

سگ با یک ranté کوتاه به یک درخت بسته شده بود.

gold rante necklaces are popular in this region.

گردن‌بند‌های ranté از جنس طلا در این منطقه محبوب هستند.

the rante broke under the heavy weight.

ranté تحت وزن سنگین شکست.

she bought a new rante for her purse.

او یک ranté جدید برای گیت‌خود خرید.

the anchor rante was damaged during the storm.

ranté آویزان در طی باران آسیب دید.

police cut through the rante with special tools.

پلیس با ابزارهای ویژه از ranté گذشت.

the rante connecting the two wagons snapped.

ranté‌ای که دو اسب‌دار را به هم متصل می‌کرد شکست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید