| جمع | raus |
raucous voice
صوت بلند و خشن
raucous crowd
گریه و خنده زیاد
raucous laughter
خنده بلند و خشن
trauma center
مرکز آسیب
trauma unit
واحد آسیب
trauma team
تیم آسیب
trauma care
مراقبت از آسیب
i buy fresh rau at the market every morning.
من هر صبح راه تازه ای را از بازار می خریم.
my mother cooks rau xanh with garlic and shrimp.
مادر من راه سبز را با سیر و ماهیچه می پزد.
the garden has many different types of rau.
باغ دارای انواع مختلفی از راه است.
rau muống is a popular vegetable in vietnamese cuisine.
راه موقی یک سبزی جزء محبوب در میهنهای ویتنامی است.
we grow organic rau in our backyard.
ما راههای آلی در بازی خانه خود کشت میکنیم.
the soup contains rau cải and pork bones.
سوپ شامل راه چای و استخوان گوشت خوک است.
she adds rau răm to the spring rolls.
او راه رام را به رولهای بهاری اضافه میکند.
rau diếp makes a healthy salad.
راه دیپ یک سالاد سالم میسازد.
the farmers sell rau at the morning market.
کشاورزان راه را در بازار صبح فروش میدهند.
i prefer steamed rau with fish sauce.
من بهتر است راهی که با سس ماهی پخته شده است را میخواهم.
children should eat more rau every day.
کودکان باید هر روز بیشتر راه بخورند.
rau củ provides essential vitamins and minerals.
راه چو ویتامینها و مواد معدنی ضروری را فراهم میکند.
grandmother picks rau from the home garden.
مادربزرگ راه را از باغ خانه میگیرد.
raucous voice
صوت بلند و خشن
raucous crowd
گریه و خنده زیاد
raucous laughter
خنده بلند و خشن
trauma center
مرکز آسیب
trauma unit
واحد آسیب
trauma team
تیم آسیب
trauma care
مراقبت از آسیب
i buy fresh rau at the market every morning.
من هر صبح راه تازه ای را از بازار می خریم.
my mother cooks rau xanh with garlic and shrimp.
مادر من راه سبز را با سیر و ماهیچه می پزد.
the garden has many different types of rau.
باغ دارای انواع مختلفی از راه است.
rau muống is a popular vegetable in vietnamese cuisine.
راه موقی یک سبزی جزء محبوب در میهنهای ویتنامی است.
we grow organic rau in our backyard.
ما راههای آلی در بازی خانه خود کشت میکنیم.
the soup contains rau cải and pork bones.
سوپ شامل راه چای و استخوان گوشت خوک است.
she adds rau răm to the spring rolls.
او راه رام را به رولهای بهاری اضافه میکند.
rau diếp makes a healthy salad.
راه دیپ یک سالاد سالم میسازد.
the farmers sell rau at the morning market.
کشاورزان راه را در بازار صبح فروش میدهند.
i prefer steamed rau with fish sauce.
من بهتر است راهی که با سس ماهی پخته شده است را میخواهم.
children should eat more rau every day.
کودکان باید هر روز بیشتر راه بخورند.
rau củ provides essential vitamins and minerals.
راه چو ویتامینها و مواد معدنی ضروری را فراهم میکند.
grandmother picks rau from the home garden.
مادربزرگ راه را از باغ خانه میگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید