reallocatable

[ایالات متحده]/riːəˈləʊkeɪtəbl/
[بریتانیا]/riːəˈləʊkeɪtəbl/

ترجمه

adj. قابل تخصیص مجدد یا تغییر مکان.

عبارات و ترکیب‌ها

reallocatable memory

حافظه قابل تخصیص مجدد

reallocatable assets

دارایی‌های قابل تخصیص مجدد

reallocatable space

فضای قابل تخصیص مجدد

جملات نمونه

the reallocatable memory pool allows dynamic resource management in embedded systems.

استخر حافظه قابل تخصیص مجدد، امکان مدیریت منابع پویا را در سیستم‌های تعبیه شده فراهم می‌کند.

software engineers prefer reallocatable data structures for flexible memory usage.

مهندسان نرم‌افزار ساختارهای داده قابل تخصیص مجدد را برای استفاده انعطاف‌پذیر از حافظه ترجیح می‌دهند.

the reallocatable array can grow or shrink as needed during runtime.

آرایه قابل تخصیص مجدد می‌تواند در طول زمان اجرا، رشد یا کوچک شود.

modern operating systems support reallocatable memory blocks for efficient multitasking.

سیستم عامل‌های مدرن از بلوک‌های حافظه قابل تخصیص مجدد برای چند وظیفه‌ای بودن کارآمد پشتیبانی می‌کنند.

the reallocatable buffer prevents memory fragmentation in high-performance applications.

بافر قابل تخصیص مجدد از تکه تکه شدن حافظه در برنامه‌های با کارایی بالا جلوگیری می‌کند.

researchers developed a reallocatable sensor network for adaptive data collection.

محققان یک شبکه حسگر قابل تخصیص مجدد برای جمع‌آوری داده‌های تطبیقی توسعه دادند.

the reallocatable hardware module can be configured for different functions.

ماژول سخت‌افزاری قابل تخصیص مجدد می‌تواند برای عملکردهای مختلف پیکربندی شود.

cloud computing platforms use reallocatable virtual machines for load balancing.

پلتفرم‌های محاسبات ابری از ماشین‌های مجازی قابل تخصیص مجدد برای متعادل‌سازی بار استفاده می‌کنند.

the reallocatable bandwidth allows dynamic allocation based on network demand.

پهنای باند قابل تخصیص مجدد امکان تخصیص پویا بر اساس تقاضای شبکه را فراهم می‌کند.

database systems benefit from reallocatable storage space for varying data volumes.

سیستم‌های پایگاه داده از فضای ذخیره‌سازی قابل تخصیص مجدد برای حجم‌های داده متغیر بهره‌مند می‌شوند.

reallocatable firmware enables over-the-air updates without system downtime.

فریم‌ور قابل تخصیص مجدد امکان به‌روزرسانی از طریق هوا را بدون وقفه سیستم فعال می‌کند.

the reallocatable processor can switch between different instruction sets.

پردازنده قابل تخصیص مجدد می‌تواند بین مجموعه‌های دستورالعمل مختلف جابجا شود.

industrial robots use reallocatable control algorithms for versatile operations.

ربات‌های صنعتی از الگوریتم‌های کنترلی قابل تخصیص مجدد برای عملیات چند منظوره استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید