redeployable

[ایالات متحده]/ˌriːdɪˈplɔɪəbl/
[بریتانیا]/ˌriːdɪˈplɔɪəbl/

ترجمه

adj. قابل استقرار مجدد؛ توانایی جابجایی یا تعیین مجدد در یک موقعیت، مکان یا استفاده جدید حسب نیاز.

عبارات و ترکیب‌ها

redeployable resources

منابع قابل بازآراستگی

redeployable assets

دارایی‌های قابل بازآراستگی

redeployable workforce

نیروی کار قابل بازآراستگی

redeployable staff

پرسنل قابل بازآراستگی

redeployable equipment

تجهیزات قابل بازآراستگی

redeployable units

واحد‌های قابل بازآراستگی

redeployable systems

سیستم‌های قابل بازآراستگی

highly redeployable

بسیار قابل بازآراستگی

redeployable technology

فناوری قابل بازآراستگی

redeployable personnel

پرسنل قابل بازآراستگی

جملات نمونه

the redeployable units can be quickly moved to areas with high demand.

واحد‌های قابل استقرار مجدد را می‌توان به سرعت به مناطق با تقاضای بالا منتقل کرد.

our redeployable equipment is designed for rapid deployment in emergency situations.

تجهیزات قابل استقرار مجدد ما برای استقرار سریع در شرایط اضطراری طراحی شده‌اند.

the military has invested heavily in redeployable infrastructure for forward operating bases.

نظام‌ military سرمایه‌گذاری زیادی در زیرساخت‌های قابل استقرار مجدد برای پایگاه‌های عملیاتی پیشرو انجام داده است.

these redeployable assets provide flexibility for disaster response teams.

این دارایی‌های قابل استقرار مجدد انعطاف‌پذیری را برای تیم‌های پاسخ به فاجعه فراهم می‌کنند.

the redeployable solar power systems can be installed within hours.

می‌توان سیستم‌های خورشیدی قابل استقرار مجدد را در عرض چند ساعت نصب کرد.

we maintain a fleet of redeployable medical facilities for crisis situations.

ما یک ناوگان از امکانات پزشکی قابل استقرار مجدد را برای شرایط بحرانی حفظ می‌کنیم.

the redeployable workforce can be shifted between projects as needed.

می‌توان نیروی کار قابل استقرار مجدد را در صورت نیاز بین پروژه‌ها جابجا کرد.

our redeployable command centers can be set up in remote locations.

می‌توان مراکز فرماندهی قابل استقرار مجدد را در مکان‌های دورافتاده راه‌اندازی کرد.

the redeployable storage units are ideal for temporary warehousing needs.

واحد‌های ذخیره‌سازی قابل استقرار مجدد برای نیازهای انبارداری موقت ایده‌آل هستند.

deploying redeployable resources helps reduce long-term infrastructure costs.

استقرار منابع قابل استقرار مجدد به کاهش هزینه‌های بلندمدت زیرساخت کمک می‌کند.

the redeployable wind turbines can generate power at various sites.

می‌توان توربین‌های بادی قابل استقرار مجدد را در مکان‌های مختلف برق تولید کرد.

our redeployable testing labs can be transported to different locations.

می‌توان آزمایشگاه‌های قابل استقرار مجدد ما را به مکان‌های مختلف منتقل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید