reave treasure
به دست آوردن گنج
reave wealth
به دست آوردن ثروت
reave land
به دست آوردن زمین
reave goods
به دست آوردن کالا
reave cattle
به دست آوردن دام
reave glory
به دست آوردن افتخار
reave honor
به دست آوردن شرافت
reave power
به دست آوردن قدرت
reave secrets
به دست آوردن اسرار
reave life
به دست آوردن زندگی
they plan to reave the treasures from the old castle.
آنها قصد دارند گنجها را از قلعه قدیمی به سرقت ببرند.
the bandits attempted to reave the merchant's goods.
راهزنها تلاش کردند تا کالاها را از تاجر بدزدند.
he felt guilty after he had to reave the village for supplies.
او بعد از اینکه مجبور شد برای تهیه آذوقه روستا را غارت کند، احساس گناه کرد.
in the story, the hero must reave the enemy's stronghold.
در داستان، قهرمان باید قلعه دشمن را غارت کند.
they managed to reave the enemy camp without being detected.
آنها موفق شدند بدون اینکه شناسایی شوند، اردوگاه دشمن را غارت کنند.
the pirates would often reave ships along the coast.
دزدان دریایی اغلب کشتیها را در امتداد ساحل غارت میکردند.
she felt it was wrong to reave the land of its resources.
او احساس میکرد غارت کردن سرزمین از منابع آن اشتباه است.
the villagers were afraid that raiders would come to reave them.
روستاییان از این میترسیدند که غارتگران برای غارت کردن آنها بیایند.
to survive, they had to reave what they could find.
برای زنده ماندن، آنها مجبور شدند هر آنچه میتوانستند پیدا کنند، غارت کنند.
history tells us that many empires would reave their neighbors.
تاریخ به ما میگوید که بسیاری از امپراتوریها از همسایگان خود غارت میکردند.
reave treasure
به دست آوردن گنج
reave wealth
به دست آوردن ثروت
reave land
به دست آوردن زمین
reave goods
به دست آوردن کالا
reave cattle
به دست آوردن دام
reave glory
به دست آوردن افتخار
reave honor
به دست آوردن شرافت
reave power
به دست آوردن قدرت
reave secrets
به دست آوردن اسرار
reave life
به دست آوردن زندگی
they plan to reave the treasures from the old castle.
آنها قصد دارند گنجها را از قلعه قدیمی به سرقت ببرند.
the bandits attempted to reave the merchant's goods.
راهزنها تلاش کردند تا کالاها را از تاجر بدزدند.
he felt guilty after he had to reave the village for supplies.
او بعد از اینکه مجبور شد برای تهیه آذوقه روستا را غارت کند، احساس گناه کرد.
in the story, the hero must reave the enemy's stronghold.
در داستان، قهرمان باید قلعه دشمن را غارت کند.
they managed to reave the enemy camp without being detected.
آنها موفق شدند بدون اینکه شناسایی شوند، اردوگاه دشمن را غارت کنند.
the pirates would often reave ships along the coast.
دزدان دریایی اغلب کشتیها را در امتداد ساحل غارت میکردند.
she felt it was wrong to reave the land of its resources.
او احساس میکرد غارت کردن سرزمین از منابع آن اشتباه است.
the villagers were afraid that raiders would come to reave them.
روستاییان از این میترسیدند که غارتگران برای غارت کردن آنها بیایند.
to survive, they had to reave what they could find.
برای زنده ماندن، آنها مجبور شدند هر آنچه میتوانستند پیدا کنند، غارت کنند.
history tells us that many empires would reave their neighbors.
تاریخ به ما میگوید که بسیاری از امپراتوریها از همسایگان خود غارت میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید