| جمع | rebukers |
the rebuker
سرزنشکننده
harsh rebuker
سرزنشکننده سختگیر
public rebuker
سرزنشکننده علنی
constant rebuker
سرزنشکننده دائمی
rebukers everywhere
سرزنشکنندگان همه جا
the teacher was known as a strict rebukeer of any cheating behavior.
معلم به عنوان کسی شناخته میشد که به شدت هرگونه رفتار تقلبآمیز را توبیهکن میکرد.
his father acted as a constant rebukeer throughout his troubled youth.
پدرش در طول دوران نوجوانی مشکلساز او، به عنوان یک توبیهکننده دائمی عمل میکرد.
the rebukeer pointed out the flaws in the proposal with sharp criticism.
توبیهکننده با انتقاد تند، نقاط ضعف پیشنهاد را نشان داد.
she served as the team's moral rebukeer, always enforcing the rules.
او به عنوان توبیهکننده اخلاقی تیم خدمت میکرد و همیشه قوانین را اجرا میکرد.
the rebukeer's harsh words stung, but they were not without truth.
کلمات تند توبیهکننده دردناک بودند، اما دور از واقعیت نبودند.
even the most gentle person can become a rebukeer when principles are at stake.
حتی مهربانترین افراد هم میتوانند در صورت خطرناپدید شدن اصول، به توبیهکننده تبدیل شوند.
the rebukeer stood firm, refusing to tolerate any further misconduct.
توبیهکننده استوار ایستاد و از تحمل هرگونه سوء رفتار بیشتر امتناع کرد.
as a rebukeer of injustice, she never hesitated to speak out.
به عنوان توبیهکننده بیعدالتی، او هرگز برای صحبت کردن تردید نکرد.
the rebukeer's reputation preceded him, warning others to tread carefully.
شهرت توبیهکننده از او پیشی گرفت و دیگران را به احتیاط هشدار داد.
he played the role of rebukeer in the group, keeping everyone accountable.
او نقش توبیهکننده را در گروه ایفا میکرد و همه را مسئول میدانست.
the old mentor was a stern rebukeer but genuinely cared for his students.
این مربی پیر یک توبیهکننده سختگیر بود اما واقعاً به دانشآموزان خود اهمیت میداد.
every rebukeer in history has faced criticism for their harsh methods.
هر توبیهکننده در طول تاریخ با انتقاد برای روشهای سختگیرانهاش روبرو شده است.
the rebuker
سرزنشکننده
harsh rebuker
سرزنشکننده سختگیر
public rebuker
سرزنشکننده علنی
constant rebuker
سرزنشکننده دائمی
rebukers everywhere
سرزنشکنندگان همه جا
the teacher was known as a strict rebukeer of any cheating behavior.
معلم به عنوان کسی شناخته میشد که به شدت هرگونه رفتار تقلبآمیز را توبیهکن میکرد.
his father acted as a constant rebukeer throughout his troubled youth.
پدرش در طول دوران نوجوانی مشکلساز او، به عنوان یک توبیهکننده دائمی عمل میکرد.
the rebukeer pointed out the flaws in the proposal with sharp criticism.
توبیهکننده با انتقاد تند، نقاط ضعف پیشنهاد را نشان داد.
she served as the team's moral rebukeer, always enforcing the rules.
او به عنوان توبیهکننده اخلاقی تیم خدمت میکرد و همیشه قوانین را اجرا میکرد.
the rebukeer's harsh words stung, but they were not without truth.
کلمات تند توبیهکننده دردناک بودند، اما دور از واقعیت نبودند.
even the most gentle person can become a rebukeer when principles are at stake.
حتی مهربانترین افراد هم میتوانند در صورت خطرناپدید شدن اصول، به توبیهکننده تبدیل شوند.
the rebukeer stood firm, refusing to tolerate any further misconduct.
توبیهکننده استوار ایستاد و از تحمل هرگونه سوء رفتار بیشتر امتناع کرد.
as a rebukeer of injustice, she never hesitated to speak out.
به عنوان توبیهکننده بیعدالتی، او هرگز برای صحبت کردن تردید نکرد.
the rebukeer's reputation preceded him, warning others to tread carefully.
شهرت توبیهکننده از او پیشی گرفت و دیگران را به احتیاط هشدار داد.
he played the role of rebukeer in the group, keeping everyone accountable.
او نقش توبیهکننده را در گروه ایفا میکرد و همه را مسئول میدانست.
the old mentor was a stern rebukeer but genuinely cared for his students.
این مربی پیر یک توبیهکننده سختگیر بود اما واقعاً به دانشآموزان خود اهمیت میداد.
every rebukeer in history has faced criticism for their harsh methods.
هر توبیهکننده در طول تاریخ با انتقاد برای روشهای سختگیرانهاش روبرو شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید