reconnected with them
دوباره با آنها ارتباط برقرار کردم
reconnected online
دوباره آنلاین شدم
getting reconnected
در حال برقراری ارتباط دوباره هستم
reconnected after years
پس از چند سال دوباره ارتباط برقرار کردم
reconnected recently
اخیراً دوباره ارتباط برقرار کردم
reconnected via email
ارتباط دوباره را از طریق ایمیل برقرار کردم
reconnecting now
هم اکنون در حال برقراری ارتباط دوباره هستم
reconnected quickly
سریع دوباره ارتباط برقرار کردم
reconnected last week
هفته گذشته دوباره ارتباط برقرار کردم
reconnected happily
خوشحالانه دوباره ارتباط برقرار کردم
i reconnected with an old friend from high school last week.
پس از یک هفته، من با یک دوست قدیمی از دوره دبیرستان خود ارتباط دوباره برقرار کردم.
after years apart, we reconnected over a shared passion for photography.
پس از چند سال از هم جدا بودن، ما با اشتراک علاقهمان به عکاسی ارتباط دوباره برقرار کردیم.
the internet allowed us to reconnect with family overseas.
اینترنت به ما اجازه داد تا با خانوادهی خود در خارج از کشور ارتباط دوباره برقرار کنیم.
she reconnected with her roots by visiting her ancestral village.
او با بازدید از روستای اجدادیاش با ریشههای خود ارتباط دوباره برقرار کرد.
we reconnected on linkedin and exchanged professional insights.
ما از طریق لینکدین ارتباط دوباره برقرار کردیم و نظرات حرفهای خود را تبادل کردیم.
the company reconnected with its customers through a social media campaign.
شرکت با مشتریان خود از طریق یک کمپین رسانههای اجتماعی ارتباط دوباره برقرار کرد.
he reconnected with nature during his hiking trip in the mountains.
او در طی سفر تفریغی خود در کوهها با طبیعت ارتباط دوباره برقرار کرد.
the power grid was successfully reconnected after the storm.
پس از طوفان، شبکه برق به طور موفقیتآمیزی دوباره به هم پیوست.
i reconnected with my creative side by taking up painting again.
من با دوباره شروع کردن به نقاشی، با جنبهی خلاقانهی خود ارتباط دوباره برقرار کردم.
the railway lines were reconnected following the repairs.
پس از انجام تعمیرات، خطوط ریل دوباره به هم پیوست.
they reconnected through a mutual friend at a conference.
آنها از طریق یک دوست مشترک در یک کنفرانس ارتباط دوباره برقرار کردند.
reconnected with them
دوباره با آنها ارتباط برقرار کردم
reconnected online
دوباره آنلاین شدم
getting reconnected
در حال برقراری ارتباط دوباره هستم
reconnected after years
پس از چند سال دوباره ارتباط برقرار کردم
reconnected recently
اخیراً دوباره ارتباط برقرار کردم
reconnected via email
ارتباط دوباره را از طریق ایمیل برقرار کردم
reconnecting now
هم اکنون در حال برقراری ارتباط دوباره هستم
reconnected quickly
سریع دوباره ارتباط برقرار کردم
reconnected last week
هفته گذشته دوباره ارتباط برقرار کردم
reconnected happily
خوشحالانه دوباره ارتباط برقرار کردم
i reconnected with an old friend from high school last week.
پس از یک هفته، من با یک دوست قدیمی از دوره دبیرستان خود ارتباط دوباره برقرار کردم.
after years apart, we reconnected over a shared passion for photography.
پس از چند سال از هم جدا بودن، ما با اشتراک علاقهمان به عکاسی ارتباط دوباره برقرار کردیم.
the internet allowed us to reconnect with family overseas.
اینترنت به ما اجازه داد تا با خانوادهی خود در خارج از کشور ارتباط دوباره برقرار کنیم.
she reconnected with her roots by visiting her ancestral village.
او با بازدید از روستای اجدادیاش با ریشههای خود ارتباط دوباره برقرار کرد.
we reconnected on linkedin and exchanged professional insights.
ما از طریق لینکدین ارتباط دوباره برقرار کردیم و نظرات حرفهای خود را تبادل کردیم.
the company reconnected with its customers through a social media campaign.
شرکت با مشتریان خود از طریق یک کمپین رسانههای اجتماعی ارتباط دوباره برقرار کرد.
he reconnected with nature during his hiking trip in the mountains.
او در طی سفر تفریغی خود در کوهها با طبیعت ارتباط دوباره برقرار کرد.
the power grid was successfully reconnected after the storm.
پس از طوفان، شبکه برق به طور موفقیتآمیزی دوباره به هم پیوست.
i reconnected with my creative side by taking up painting again.
من با دوباره شروع کردن به نقاشی، با جنبهی خلاقانهی خود ارتباط دوباره برقرار کردم.
the railway lines were reconnected following the repairs.
پس از انجام تعمیرات، خطوط ریل دوباره به هم پیوست.
they reconnected through a mutual friend at a conference.
آنها از طریق یک دوست مشترک در یک کنفرانس ارتباط دوباره برقرار کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید