reconocer

[ایالات متحده]/ˌrɛkənˈəʊsə/
[بریتانیا]/ˌrɛkənˈoʊsər/

ترجمه

v. برای متمرکز کردن یا تغییر جهت توجه؛ برای تشخیص یا به رسمیت شناختن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

debo reconocer

باید اعتراف کنم

tengo que reconocer

من باید اعتراف کنم

hay que reconocer

باید اعتراف کرد

no quiso reconocer

نخواست اعتراف کند

debes reconocer

تو باید اعتراف کنی

no puedo reconocer

نمی توانم اعتراف کنم

جملات نمونه

i must recognize the truth about what happened.

من باید حقیقت آنچه اتفاق افتاده را تشخیص دهم.

she finally recognized her mistake and apologized.

او بالاخره اشتباهش را تشخیص داد و عذرخواهی کرد.

the company recognizes the importance of employee training.

شرکت اهمیت آموزش کارکنان را تشخیص می‌دهد.

he didn't recognize his old friend at first.

او ابتدا دوست قدیمی‌اش را تشخیص نداد.

the government should recognize the basic human rights of all citizens.

دولت باید حقوق اساسی بشر را برای همه شهروندان تشخیص دهد.

i recognize that you have put a lot of effort into this project.

من تشخیص می‌دهم که شما تلاش زیادی برای این پروژه انجام داده‌اید.

the jury recognized his outstanding contribution to science.

هیئت داوری از سهم برجسته او در علم قدردانی کرد.

she has the ability to recognize talent in young musicians.

او توانایی تشخیص استعداد در نوازندگان جوان را دارد.

they refused to recognize the new government.

آنها از پذیرش دولت جدید امتناع کردند.

i recognize the value of a good education.

من ارزش یک آموزش خوب را تشخیص می‌دهم.

his colleagues recognize him as a natural leader.

همکاران او را به عنوان یک رهبر طبیعی می‌شناسند.

it's important to recognize your strengths and weaknesses.

مهم است نقاط قوت و ضعف خود را بشناسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید