reddest

[ایالات متحده]/[ˈredɪst]/
[بریتانیا]/[ˈredɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (superlative of red) قرمزترین رنگ.
adj. (comparative of red) قرمزتر از چیز دیگری.

عبارات و ترکیب‌ها

reddest rose

قرمزترین گل

reddest color

قرمزترین رنگ

reddest cheeks

گونه‌های سرخ

reddest sunset

غروب سرخ

reddest wine

شراب سرخ

reddest lips

سرخ‌ترین لب‌ها

be reddest

قرمزتر شو

reddest apple

سیب سرخ

reddest berries

توت‌های سرخ

reddest flag

پرچم سرخ

جملات نمونه

the reddest apples are usually the sweetest.

سركه ترین سیب ها معمولاً شیرین ترین هستند.

she wore the reddest lipstick i'd ever seen.

او رژ لب قرمزترین را که تا به حال دیده بودم، پوشیده بود.

the sunset painted the sky with the reddest hues.

غروب خورشید آسمان را با رنگ های قرمز روشن کرد.

he had the reddest cheeks from the cold weather.

او به دلیل هوای سرد گونه های قرمز داشت.

the reddest berries were high up on the bush.

قرمزترین توت ها در بالا سمت بوته بودند.

the reddest wine paired well with the steak.

قرمزترین شراب با استیک خوب همراه بود.

the reddest part of the map showed the danger zone.

قرمزترین قسمت نقشه منطقه خطر را نشان می داد.

the reddest flowers stood out in the garden.

قرمزترین گل ها در باغ چشم نواز بودند.

the reddest warning light indicated a problem.

قرمزترین چراغ هشدار دهنده نشان دهنده یک مشکل بود.

the reddest curtains added a pop of color to the room.

پرده های قرمز رنگ رنگی به اتاق اضافه کردند.

the reddest leaves signaled the arrival of autumn.

قرمزترین برگ ها نشان دهنده رسیدن پاییز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید