reentry vehicle
وسیلهی بازگشت
reentry burn
سوختگذاشتن بازگشت
reentry window
پنجرهی بازگشت
reentry procedure
روش بازگشت
reentry trajectory
مسیر بازگشت
reentry phase
فاز بازگشت
reentry capsule
کپسول بازگشت
reentry simulation
شبیهسازی بازگشت
reentry conditions
شرایط بازگشت
reentry flight
پرواز بازگشت
the spacecraft's reentry was successful.
بازگشت موفقیتآمیز فضاپیما به جو.
reentry into the atmosphere requires precise calculations.
ورود مجدد به جو نیاز به محاسبات دقیق دارد.
they studied the effects of reentry on astronauts.
آنها اثرات بازگشت به جو بر فضانوردان را مطالعه کردند.
reentry procedures are critical for safety.
روشهای بازگشت به جو برای ایمنی بسیار مهم هستند.
the reentry angle must be carefully monitored.
زاویه بازگشت باید به دقت کنترل شود.
engineers designed a new system for reentry protection.
مهندسان یک سیستم جدید برای محافظت در برابر بازگشت طراحی کردند.
reentry into civilian life can be challenging.
بازگشت به زندگی غیرنظامی میتواند چالشبرانگیز باشد.
he faced difficulties during his reentry into society.
او در بازگشت به جامعه با مشکلاتی روبرو شد.
the reentry phase is often the most dangerous.
فاز بازگشت اغلب خطرناکترین بخش است.
she prepared for her reentry into the workforce.
او برای بازگشت به نیروی کار آماده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید