reentry

[ایالات متحده]/riːˈɛntri/
[بریتانیا]/riˈɛntri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ورود مجدد; فرآیند بازگشت به یک وضعیت قبلی

عبارات و ترکیب‌ها

reentry vehicle

وسیله‌ی بازگشت

reentry burn

سوختگذاشتن بازگشت

reentry window

پنجره‌ی بازگشت

reentry procedure

روش بازگشت

reentry trajectory

مسیر بازگشت

reentry phase

فاز بازگشت

reentry capsule

کپسول بازگشت

reentry simulation

شبیه‌سازی بازگشت

reentry conditions

شرایط بازگشت

reentry flight

پرواز بازگشت

جملات نمونه

the spacecraft's reentry was successful.

بازگشت موفقیت‌آمیز فضاپیما به جو.

reentry into the atmosphere requires precise calculations.

ورود مجدد به جو نیاز به محاسبات دقیق دارد.

they studied the effects of reentry on astronauts.

آنها اثرات بازگشت به جو بر فضانوردان را مطالعه کردند.

reentry procedures are critical for safety.

روش‌های بازگشت به جو برای ایمنی بسیار مهم هستند.

the reentry angle must be carefully monitored.

زاویه بازگشت باید به دقت کنترل شود.

engineers designed a new system for reentry protection.

مهندسان یک سیستم جدید برای محافظت در برابر بازگشت طراحی کردند.

reentry into civilian life can be challenging.

بازگشت به زندگی غیرنظامی می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

he faced difficulties during his reentry into society.

او در بازگشت به جامعه با مشکلاتی روبرو شد.

the reentry phase is often the most dangerous.

فاز بازگشت اغلب خطرناک‌ترین بخش است.

she prepared for her reentry into the workforce.

او برای بازگشت به نیروی کار آماده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید