regorge with
ریژاند با
regorge after
بعد از ریژاند
regorge into
وارد به
regorge on
روی ریژاند
regorge over
روی ریژاند
regorge from
از ریژاند
regorge through
از طریق ریژاند
regorge at
در ریژاند
regorge about
در مورد ریژاند
regorge beyond
فراتر از ریژاند
the bird will regorge itself after finding plenty of food.
پرنده بعد از یافتن غذای فراوان، غذای خود را بالا میآورد.
after the feast, he started to regorge the leftovers.
بعد از مهمانی، شروع به بالا آوردن غذای باقیمانده کرد.
the fish regorged its meal when it felt threatened.
وقتی احساس خطر میکرد، ماهی غذای خود را بالا میآورد.
she had to regorge the candy after eating too much.
بعد از خوردن زیاد، مجبور شد آبنبات را بالا بیاورد.
sometimes animals regorge their food to digest it better.
گاهی اوقات حیوانات غذای خود را بالا میآورند تا بهتر هضم شود.
he watched in shock as the snake regorged its last meal.
او با حیرت تماشا کرد که مار آخرین وعده غذایی خود را بالا میآورد.
after the storm, the river seemed to regorge with debris.
بعد از طوفان، به نظر میرسید که رودخانه با نخالهها پر شده است.
the child regorged his lunch after feeling sick.
او بعد از احساس ناراحتی، غذای ناهار خود را بالا آورد.
some animals regorge food to store it for later.
برخی از حیوانات غذا را بالا میآورند تا آن را برای بعد ذخیره کنند.
it was surprising to see the bird regorge its catch.
دیدن اینکه پرنده طعمه خود را بالا میآورد، غیرمنتظره بود.
regorge with
ریژاند با
regorge after
بعد از ریژاند
regorge into
وارد به
regorge on
روی ریژاند
regorge over
روی ریژاند
regorge from
از ریژاند
regorge through
از طریق ریژاند
regorge at
در ریژاند
regorge about
در مورد ریژاند
regorge beyond
فراتر از ریژاند
the bird will regorge itself after finding plenty of food.
پرنده بعد از یافتن غذای فراوان، غذای خود را بالا میآورد.
after the feast, he started to regorge the leftovers.
بعد از مهمانی، شروع به بالا آوردن غذای باقیمانده کرد.
the fish regorged its meal when it felt threatened.
وقتی احساس خطر میکرد، ماهی غذای خود را بالا میآورد.
she had to regorge the candy after eating too much.
بعد از خوردن زیاد، مجبور شد آبنبات را بالا بیاورد.
sometimes animals regorge their food to digest it better.
گاهی اوقات حیوانات غذای خود را بالا میآورند تا بهتر هضم شود.
he watched in shock as the snake regorged its last meal.
او با حیرت تماشا کرد که مار آخرین وعده غذایی خود را بالا میآورد.
after the storm, the river seemed to regorge with debris.
بعد از طوفان، به نظر میرسید که رودخانه با نخالهها پر شده است.
the child regorged his lunch after feeling sick.
او بعد از احساس ناراحتی، غذای ناهار خود را بالا آورد.
some animals regorge food to store it for later.
برخی از حیوانات غذا را بالا میآورند تا آن را برای بعد ذخیره کنند.
it was surprising to see the bird regorge its catch.
دیدن اینکه پرنده طعمه خود را بالا میآورد، غیرمنتظره بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید