regorge

[ایالات متحده]/rɪˈɡɔːdʒ/
[بریتانیا]/rɪˈɡɔrdʒ/

ترجمه

vt. طرد کردن یا باعث بازگشت شدن
vi. بازگشتن
v. بازگشتن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردregorges
صفت یا فعل حال استمراریregorging
زمان گذشتهregorged
قسمت سوم فعلregorged

عبارات و ترکیب‌ها

regorge with

ریژاند با

regorge after

بعد از ریژاند

regorge into

وارد به

regorge on

روی ریژاند

regorge over

روی ریژاند

regorge from

از ریژاند

regorge through

از طریق ریژاند

regorge at

در ریژاند

regorge about

در مورد ریژاند

regorge beyond

فراتر از ریژاند

جملات نمونه

the bird will regorge itself after finding plenty of food.

پرنده بعد از یافتن غذای فراوان، غذای خود را بالا می‌آورد.

after the feast, he started to regorge the leftovers.

بعد از مهمانی، شروع به بالا آوردن غذای باقی‌مانده کرد.

the fish regorged its meal when it felt threatened.

وقتی احساس خطر می‌کرد، ماهی غذای خود را بالا می‌آورد.

she had to regorge the candy after eating too much.

بعد از خوردن زیاد، مجبور شد آبنبات را بالا بیاورد.

sometimes animals regorge their food to digest it better.

گاهی اوقات حیوانات غذای خود را بالا می‌آورند تا بهتر هضم شود.

he watched in shock as the snake regorged its last meal.

او با حیرت تماشا کرد که مار آخرین وعده غذایی خود را بالا می‌آورد.

after the storm, the river seemed to regorge with debris.

بعد از طوفان، به نظر می‌رسید که رودخانه با نخاله‌ها پر شده است.

the child regorged his lunch after feeling sick.

او بعد از احساس ناراحتی، غذای ناهار خود را بالا آورد.

some animals regorge food to store it for later.

برخی از حیوانات غذا را بالا می‌آورند تا آن را برای بعد ذخیره کنند.

it was surprising to see the bird regorge its catch.

دیدن اینکه پرنده طعمه خود را بالا می‌آورد، غیرمنتظره بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید