reigned supreme
به حکومت فراگیر دست یافت
reigned briefly
به مدت کوتاهی حکومت کرد
reigned long
به مدت طولانی حکومت کرد
reigning champion
شampion حکومت کننده
reigned over
بر روی ... حکومت کرد
reigning monarch
پادشاه حکومت کننده
reigned during
در طول ... حکومت کرد
reigning period
دوره حکومت
reigned until
تا ... حکومت کرد
reigning queen
_queen حکومت کننده
queen victoria reigned over a vast empire for over sixty years.
الکسندرا ویکتوریا بر یک امپراتوری وسیع حکومت میکرد که بیش از شصت سال به طول انجامید.
the king reigned with wisdom and justice throughout his long reign.
پادشاه با حکمت و عدالت حکومت میکرد و در طول حکومت طولانیاش این امر را حفظ میکرد.
louis xiv reigned as the sun king, a symbol of absolute power.
لویی چهارteenth به عنوان پادشاه خورشید حکومت میکرد، نمادی از قدرت مطلق.
the dynasty reigned supreme for centuries, leaving a lasting legacy.
این سلسله برای قرنها به عنوان حاکم اصلی حکومت میکرد و یک ارث پای久 را به جا گذاشت.
he reigned during a period of significant economic growth and prosperity.
او در دورهای حکومت میکرد که رشد اقتصادی و رفاهیت معنیداری رخ داد.
the benevolent ruler reigned with compassion and fairness towards his people.
حاکم مهربان با محبت و عدالت نسبت به مردمش حکومت میکرد.
the empire reigned supreme, controlling vast territories and resources.
ایمپراتوری به عنوان حاکم اصلی حکومت میکرد و مناطق و منابع وسیعی را کنترل میکرد.
the company reigned as the market leader for many years.
شرکت به مدت چند سال به عنوان رهبر بازار حکومت میکرد.
the popes reigned from the vatican, wielding considerable influence.
باباهای کلیسای کاتولیک از دفتر روم حکومت میکردند و تأثیر قابل توجهی داشتند.
the old order reigned before the revolution brought about change.
مرتبه قدیم قبل از انقلاب که تغییراتی ایجاد کرد، حکومت میکرد.
the team reigned supreme in the league, winning every game.
تیم در لیگ به عنوان حاکم اصلی حکومت میکرد و تمام بازیها را برنده میشد.
reigned supreme
به حکومت فراگیر دست یافت
reigned briefly
به مدت کوتاهی حکومت کرد
reigned long
به مدت طولانی حکومت کرد
reigning champion
شampion حکومت کننده
reigned over
بر روی ... حکومت کرد
reigning monarch
پادشاه حکومت کننده
reigned during
در طول ... حکومت کرد
reigning period
دوره حکومت
reigned until
تا ... حکومت کرد
reigning queen
_queen حکومت کننده
queen victoria reigned over a vast empire for over sixty years.
الکسندرا ویکتوریا بر یک امپراتوری وسیع حکومت میکرد که بیش از شصت سال به طول انجامید.
the king reigned with wisdom and justice throughout his long reign.
پادشاه با حکمت و عدالت حکومت میکرد و در طول حکومت طولانیاش این امر را حفظ میکرد.
louis xiv reigned as the sun king, a symbol of absolute power.
لویی چهارteenth به عنوان پادشاه خورشید حکومت میکرد، نمادی از قدرت مطلق.
the dynasty reigned supreme for centuries, leaving a lasting legacy.
این سلسله برای قرنها به عنوان حاکم اصلی حکومت میکرد و یک ارث پای久 را به جا گذاشت.
he reigned during a period of significant economic growth and prosperity.
او در دورهای حکومت میکرد که رشد اقتصادی و رفاهیت معنیداری رخ داد.
the benevolent ruler reigned with compassion and fairness towards his people.
حاکم مهربان با محبت و عدالت نسبت به مردمش حکومت میکرد.
the empire reigned supreme, controlling vast territories and resources.
ایمپراتوری به عنوان حاکم اصلی حکومت میکرد و مناطق و منابع وسیعی را کنترل میکرد.
the company reigned as the market leader for many years.
شرکت به مدت چند سال به عنوان رهبر بازار حکومت میکرد.
the popes reigned from the vatican, wielding considerable influence.
باباهای کلیسای کاتولیک از دفتر روم حکومت میکردند و تأثیر قابل توجهی داشتند.
the old order reigned before the revolution brought about change.
مرتبه قدیم قبل از انقلاب که تغییراتی ایجاد کرد، حکومت میکرد.
the team reigned supreme in the league, winning every game.
تیم در لیگ به عنوان حاکم اصلی حکومت میکرد و تمام بازیها را برنده میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید