| جمع | reims |
free reim
پریشان
reim scheme
طرح پریشان
reim form
فرم پریشان
perfect reim
پریشان کامل
reim pattern
الگوی پریشان
reiming verse
آیینه پریشان
reimed stanza
استان پریشان
german reim
پریشان آلمانی
ancient reim
پریشان باستانی
reim collection
مجموعه پریشان
writers often reim classic stories to suit modern audiences.
نویسندگان اغلب داستانهای کلاسیک را به گونهای بازنویسی میکنند که مناسب جمهور مدرن باشد.
she managed to reim her entire career at age fifty.
او موفق شد که تمامی کاری خود را در سن پنجاه بازنویسی کند.
architects reim urban spaces to make them more sustainable.
معماران فضاهای شهری را بازنویسی میکنند تا آنها را پایدارتر کنند.
the director chose to reim the play as a musical.
کارگردان تصمیم گرفت که نمایش را به عنوان یک موسیقی بازنویسی کند.
children reim their favorite characters in countless ways.
کودکان به صورت چندین روش، شخصیتهای مورد علاقه خود را بازنویسی میکنند.
tech companies reim communication through new applications.
شرکتهای فناوری اطلاعات بازنویسی ارتباط را از طریق برنامههای جدید انجام میدهند.
he learned to reim failure as a learning opportunity.
او یاد گرفت که شکست را به عنوان یک فرصت یادگیری بازنویسی کند.
choreographers reim classical music into dance performances.
کارگردانان رقص موسیقی کلاسیک را در نمایشهای رقص بازنویسی میکنند.
the company had to reim its business model during the crisis.
شرکت مجبور شد در طول بحران مدل کسب و کار خود را بازنویسی کند.
scientists reim the laws of physics with new theories.
دانشمندان قوانین فیزیک را با نظریات جدید بازنویسی میکنند.
designers reim everyday objects to solve modern problems.
طراحان اشیاء روزمره را بازنویسی میکنند تا مشکلات مدرن را حل کنند.
poets reim reality through vivid metaphors and imagery.
شاعران واقعیت را از طریق مجازاتهای زنده و تصویرسازیها بازنویسی میکنند.
free reim
پریشان
reim scheme
طرح پریشان
reim form
فرم پریشان
perfect reim
پریشان کامل
reim pattern
الگوی پریشان
reiming verse
آیینه پریشان
reimed stanza
استان پریشان
german reim
پریشان آلمانی
ancient reim
پریشان باستانی
reim collection
مجموعه پریشان
writers often reim classic stories to suit modern audiences.
نویسندگان اغلب داستانهای کلاسیک را به گونهای بازنویسی میکنند که مناسب جمهور مدرن باشد.
she managed to reim her entire career at age fifty.
او موفق شد که تمامی کاری خود را در سن پنجاه بازنویسی کند.
architects reim urban spaces to make them more sustainable.
معماران فضاهای شهری را بازنویسی میکنند تا آنها را پایدارتر کنند.
the director chose to reim the play as a musical.
کارگردان تصمیم گرفت که نمایش را به عنوان یک موسیقی بازنویسی کند.
children reim their favorite characters in countless ways.
کودکان به صورت چندین روش، شخصیتهای مورد علاقه خود را بازنویسی میکنند.
tech companies reim communication through new applications.
شرکتهای فناوری اطلاعات بازنویسی ارتباط را از طریق برنامههای جدید انجام میدهند.
he learned to reim failure as a learning opportunity.
او یاد گرفت که شکست را به عنوان یک فرصت یادگیری بازنویسی کند.
choreographers reim classical music into dance performances.
کارگردانان رقص موسیقی کلاسیک را در نمایشهای رقص بازنویسی میکنند.
the company had to reim its business model during the crisis.
شرکت مجبور شد در طول بحران مدل کسب و کار خود را بازنویسی کند.
scientists reim the laws of physics with new theories.
دانشمندان قوانین فیزیک را با نظریات جدید بازنویسی میکنند.
designers reim everyday objects to solve modern problems.
طراحان اشیاء روزمره را بازنویسی میکنند تا مشکلات مدرن را حل کنند.
poets reim reality through vivid metaphors and imagery.
شاعران واقعیت را از طریق مجازاتهای زنده و تصویرسازیها بازنویسی میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید