rejigs

[ایالات متحده]/riːˈdʒɪɡz/
[بریتانیا]/riˈdʒɪɡz/

ترجمه

v. چیزی را دوباره سازماندهی یا تنظیم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rejigs plans

بازنگری برنامه‌ها

rejigs strategy

بازنگری استراتژی

rejigs priorities

بازنگری اولویت‌ها

rejigs resources

بازنگری منابع

rejigs tasks

بازنگری وظایف

rejigs focus

بازنگری تمرکز

rejigs goals

بازنگری اهداف

rejigs workflow

بازنگری گردش کار

rejigs approach

بازنگری رویکرد

rejigs timeline

بازنگری جدول زمانی

جملات نمونه

the company rejigs its strategy every quarter.

شرکت هر سه ماهه استراتژی خود را تغییر می‌دهد.

she often rejigs her schedule to accommodate new tasks.

او اغلب برنامه خود را برای انجام وظایف جدید تغییر می‌دهد.

the team rejigs the project plan to meet the deadline.

تیم برنامه پروژه را برای رسیدن به مهلت مقرر تغییر می‌دهد.

he rejigs his workout routine to stay motivated.

او روتین تمرینی خود را تغییر می‌دهد تا انگیزه خود را حفظ کند.

the chef rejigs the menu based on seasonal ingredients.

آشپز منو را بر اساس مواد اولیه فصلی تغییر می‌دهد.

they rejig the marketing campaign to target a younger audience.

آنها کمپین بازاریابی را برای هدف قرار دادن مخاطبان جوان‌تر تغییر می‌دهند.

the teacher rejigs the curriculum to enhance student engagement.

معلم برنامه درسی را برای افزایش مشارکت دانش‌آموزان تغییر می‌دهد.

our team rejigs the roles to improve efficiency.

تیم ما نقش‌ها را برای بهبود کارایی تغییر می‌دهد.

she rejigs her finances every month to save more.

او هر ماه امور مالی خود را تغییر می‌دهد تا بیشتر پس انداز کند.

the organization rejigs its resources to better serve the community.

سازمان منابع خود را برای خدمت بهتر به جامعه تغییر می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید