remould

[ایالات متحده]/ˌri'mold/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره ساختن یا بهبود بخشیدن با دوباره ساختن، به ویژه با تغییر ساختار یا فرم چیزی.
Word Forms
زمان گذشتهremoulded
قسمت سوم فعلremoulded
صفت یا فعل حال استمراریremoulding
شکل سوم شخص مفردremoulds
جمعremoulds

عبارات و ترکیب‌ها

remoulded parts

قطعات بازسازی‌شده

remoulded tires

لاستیک‌های بازسازی‌شده

thoroughly remould oneself

به طور کامل خود را بازسازی کرد

جملات نمونه

remould our world outlook

بازنگری جهان‌بینی ما

did the welfare state remould capitalism to give it a more human face?.

آیا دولت رفاه سرمداری را مجدداً شکل داد تا چهره‌ای انسانی به آن بخشید؟

It is imperative that every one of us remould his world outlook.

این ضروری است که هر یک از ما جهان بینی خود را بازسازی کند.

While in modern times, even more women seem have thoroughly remould themselves, turning out to be “wild women”or successful “machisma”.They have their own life style;

در حالی که در زمان‌های مدرن، به نظر می‌رسد حتی زنان بیشتری به طور کامل خود را بازسازی کرده‌اند و به «زنان وحشی» یا «مچیسما»های موفق تبدیل شده‌اند. آنها سبک زندگی خاص خود را دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید