rep

[ایالات متحده]/rep/
[بریتانیا]/rɛp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه پنبه‌ای دنده‌دار؛ ارزش معادل وزن یک ماده به‌طور نسبی به یک ماده استاندارد معین
abbr. شهرت؛ نماینده

عبارات و ترکیب‌ها

sales rep

نماینده فروش

customer service rep

نماینده خدمات مشتری

czech rep

جمهوری چک

korea rep

کره نماینده

جملات نمونه

rep the last row.

تکرار آخرین سطر.

an aggressive sales pitch from the company rep

یک پیشنهاد فروش تهاجمی از طرف نماینده شرکت

once, when I was in rep, I learned Iago in three days.

روزی، وقتی در نقش بازی می‌کردم، یاد گرفتم که ایگو را در سه روز یاد بگیرم.

reps reorder any titles which fall below the agreed number.

تغییر ترتیب عناوین زیر حد توافق.

He got fed up of living out of a suitcase and left his job as a sales rep.

او از زندگی کردن از یک چمدان خسته شد و شغل خود را به عنوان یک نماینده فروش ترک کرد.

Based on IF-Rep model and the law of energy conservation, a heat transfer algorithm is developed for the simulation in PRECURE system.

بر اساس مدل IF-Rep و قانون بقای انرژی، یک الگوریتم انتقال حرارت برای شبیه سازی در سیستم PRECURE توسعه یافته است.

Twok indso f process scheme form anufacturings trawboarda rep resenteda ndt heirf easibilityi sa nalyzedi nt echnology,c ost,p roduct,a nd productionc apacity.

دو نوع طرح فرآیند، یک طرح ساخت تخته نماینده را تشکیل می‌دهند و امکان سنجی آنها در فناوری، هزینه، محصول و ظرفیت تولید مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.

نمونه‌های واقعی

They're sales reps. They're very lazy.

آنها بازاریاب هستند. آنها بسیار تنبل هستند.

منبع: New Concept English: American Edition, Book 1 (Translation)

Do you see the Yale rep?

آیا نماینده ییل را می‌بینی؟

منبع: Gossip Girl Selected

She did 10 reps of squats.

او 10 تکرار اسکات انجام داد.

منبع: Advanced Daily Grammar (Audio Version)

Yeah, uh, I got a job as a pharmaceutical sales rep.

بله، اوه، من به عنوان یک بازاریاب داروسازی استخدام شدم.

منبع: The Big Bang Theory Season 8

I'm Jake Stevens and I'm your rep here at the hotel.

من جیک استیونس هستم و من نماینده شما در این هتل هستم.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 14

British food or certainly traditional British food can get a pretty bad rep.

غذاهای بریتانیایی یا به طور خاص غذاهای سنتی بریتانیایی می توانند شهرت بدی داشته باشند.

منبع: Gourmet Base

OK, and when I do this, again I should do it about ten reps?

باشه، و وقتی این کار رو انجام میدم، دوباره باید حدود ده تکرار انجامش بدم؟

منبع: American English dialogue

There are usually about 8 to 12 reps in a set.

معمولاً در هر ست 8 تا 12 تکرار وجود دارد.

منبع: Advanced Daily Grammar (Audio Version)

So, Beverly, did you know Penny is the number three sales rep at our pharmaceutical company?

پس، بیورلی، می‌دونستی که پنی سومین بازاریاب برتر در شرکت داروسازی ماست؟

منبع: The Big Bang Theory Season 9

I went to a meeting with reps from Calvin Klein.

من به جلسه ای با بازاریابانی از کلین کالوین رفتم.

منبع: Friends Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید