reseated

[ایالات متحده]/ˌriːˈsiːtɪd/
[بریتانیا]/ˌriːˈsiːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره نشاندن (خود یا دیگری); اختصاص دادن صندلی‌های جدید به; جابجا کردن (مثلاً، ضربه‌ها، میخ‌ها) با تنظیم مجدد یا تعمیر

عبارات و ترکیب‌ها

reseated passenger

سرنشین مجدد جای شد

reseated guests

مهمانان مجدد جای شد

reseated audience

تماشاگران مجدد جای شد

reseated players

بازیکنان مجدد جای شد

reseated team

تیم مجدد جای شد

reseated family

خانواده مجدد جای شد

reseated clients

مشتریان مجدد جای شد

reseated children

کودکان مجدد جای شد

reseated members

اعضا مجدد جای شد

جملات نمونه

the audience was reseated after the intermission.

تماشاگران پس از تعویض مکان، دوباره در جای خود مستقر شدند.

she was reseated at a better table for the dinner.

او به دلیل شام، در یک میز بهتر دوباره مستقر شد.

passengers were reseated due to the flight delay.

به دلیل تاخیر پرواز، مسافران دوباره در جای خود مستقر شدند.

the students were reseated to improve classroom dynamics.

دانشجویان برای بهبود پویایی کلاس، دوباره در جای خود مستقر شدند.

after the mix-up, the guests were reseated accordingly.

پس از اشتباه، مهمانان متناسب با آن دوباره در جای خود مستقر شدند.

he was reseated next to his friend at the event.

او در این رویداد در کنار دوستش دوباره مستقر شد.

they reseated the team members for better collaboration.

آنها اعضای تیم را برای همکاری بهتر دوباره مستقر کردند.

due to the error, she had to be reseated in the back.

به دلیل اشتباه، او مجبور شد در قسمت پشتی دوباره مستقر شود.

after the break, we were all reseated in a circle.

پس از استراحت، همه ما دوباره در یک دایره مستقر شدیم.

the teacher reseated the students to ensure fairness.

معلم دانش آموزان را برای اطمینان از عدالت دوباره مستقر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید