resettler

[ایالات متحده]/rɪˈsetlə(r)/
[بریتانیا]/rɪˈsetlər/

ترجمه

n. فردی که به یک مکان جدید مهاجرت می‌کند تا سکونت بگذارد، به ویژه پس از از دست دادن، انتقال یا بازگشت به منطقه‌ای که قبلاً سکونت داشته است.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

new resettlers

مهاجران جدید

the resettlers

مهاجران

resettler program

برنامه مهاجرت

resettler assistance

کمک به مهاجران

resettler community

جامعه مهاجران

government resettlers

مهاجران دولتی

voluntary resettlers

مهاجران داوطلب

rural resettlers

مهاجران روستایی

urban resettlers

مهاجران شهری

جملات نمونه

the resettler received government assistance to rebuild their life.

مهاجران بازسازی کننده زندگی خود را با کمک دولت بازسازی کردند.

many resettlers face language barriers in their new country.

بسیاری از مهاجران بازسازی کننده در کشور جدید خود با موانع زبانی مواجه می‌شوند.

the community welcomed the resettler with open arms.

جامعه مهاجران بازسازی کننده را با دست‌های گرم خوش‌آمد گفت.

resettlers often struggle with cultural adaptation.

مهاجران بازسازی کننده اغلب با سازگاری فرهنگی مواجه می‌شوند.

the organization helps resettlers find employment.

سازمان به مهاجران بازسازی کننده کمک می‌کند تا مشاغل پیدا کنند.

a resettler must navigate complex legal processes.

یک مهاجر بازسازی کننده باید فرآیندهای قانونی پیچیده را طی کند.

resettlers contribute to the local economy through entrepreneurship.

مهاجران بازسازی کننده با کارآفرینی به اقتصاد محلی کمک می‌کنند.

the resettler brought valuable skills to the community.

مهاجر بازسازی کننده مهارت‌های ارزشمندی را به جامعه ارائه داد.

psychological support is crucial for resettlers dealing with trauma.

پشتیبانی روانی برای مهاجران بازسازی کننده‌ای که با ترکم‌های روانی مواجه هستند، حیاتی است.

resettlers typically go through a lengthy integration period.

مهاجران بازسازی کننده معمولاً از یک دوره ادغام طولانی عبور می‌کنند.

the resettler joined local community programs to meet neighbors.

مهاجر بازسازی کننده به برنامه‌های جامعه محلی پیوست تا با همسایگان آشنا شود.

resettlers face challenges in having their credentials recognized.

مهاجران بازسازی کننده با چالش‌هایی در قبولی مدرک‌هایشان مواجه می‌شوند.

the resettler received housing support from the municipal authorities.

مهاجر بازسازی کننده از پشتیبانی مسکن از سوی مسئولان شهری دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید