respecify

[ایالات متحده]/rɪˈspesɪfaɪ/
[بریتانیا]/rɪˈspesɪfaɪ/

ترجمه

vt. دوباره مشخص کردن یا دوباره اختصاص دادن
شکل‌های واژه
قسمت سوم فعلrespecified
زمان گذشتهrespecified
صفت یا فعل حال استمراریrespecifying
شکل سوم شخص مفردrespecifies

عبارات و ترکیب‌ها

need to respecify

لازم است مجدد مشخص کنید

respecify parameters

پارامترها را مجدد مشخص کنید

respecify requirements

نیازمندی‌ها را مجدد مشخص کنید

must respecify

باید مجدد مشخص کنید

respecifying constraints

محدودیت‌ها را مجدد مشخص کنید

have respecified

مجدداً مشخص کرده‌اید

respecify conditions

شرایط را مجدد مشخص کنید

respecifying terms

شرایط را مجدد مشخص کنید

please respecify

لطفاً مجدد مشخص کنید

جملات نمونه

the developer had to respecify the system parameters after discovering a security vulnerability.

توسعه دهنده پس از کشف یک آسیب پذیری امنیتی مجبور شد پارامترهای سیستم را دوباره مشخص کند.

the committee decided to respecify the eligibility criteria for the scholarship program.

کمیته تصمیم گرفت معیارهای صلاحیت را برای برنامه بورسیه را دوباره مشخص کند.

engineers will respecify the design constraints to accommodate new environmental regulations.

مهندسان قصد دارند محدودیت‌های طراحی را دوباره مشخص کنند تا با قوانین محیط زیست جدید سازگار شوند.

the project manager asked the team to respecify the requirements before proceeding.

مدیر پروژه از تیم خواست دوباره الزامات را مشخص کنند قبل از ادامه دادن.

we need to respecify the scope of this research to focus only on urban areas.

ما نیاز داریم که دامنه این تحقیق را دوباره مشخص کنیم تا فقط روی مناطق شهری متمرکز شویم.

the software update will respecify user permissions to enhance data protection.

به‌روزرسانی نرم‌افزار دسترسی کاربران را دوباره مشخص خواهد کرد تا حفاظت داده‌ها بهبود یابد.

due to budget cuts, the architect had to respecify the building materials.

به دلیل کاهش بودجه، معمار مجبور شد مواد ساختمانی را دوباره مشخص کند.

the research team will respecify the variables to improve the accuracy of their study.

تیم تحقیق قصد دارد متغیرها را دوباره مشخص کند تا دقت مطالعه خود را افزایش دهد.

after the controversy, the organization chose to respecify its core values.

پس از جدال، سازمان تصمیم گرفت ارزش‌های اصلی خود را دوباره مشخص کند.

the company needed to respecify the job responsibilities for the new position.

شرکت نیاز داشت که مسئولیت‌های شغلی برای پست جدید را دوباره مشخص کند.

following customer feedback, the team decided to respecify the product features.

پس از بازخورد مشتری، تیم تصمیم گرفت ویژگی‌های محصول را دوباره مشخص کند.

scientists had to respecify the experimental protocol due to new technology.

علمای مجبور شدند به دلیل فناوری جدید، پروتکل آزمایش را دوباره مشخص کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید