reticulate

[ایالات متحده]/rɪˈtɪkjʊleɪt/
[بریتانیا]/rɪˈtɪkjʊleɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن ساختار مشبک
v. به شبکه تبدیل شدن

عبارات و ترکیب‌ها

reticulate structure

ساختار شبکه‌ای

reticulate pattern

الگوی شبکه‌ای

reticulate network

شبکه شبکه‌ای

reticulate veins

رگ‌های شبکه‌ای

reticulate growth

رشد شبکه‌ای

reticulate design

طراحی شبکه‌ای

reticulate formation

تشکیل شبکه‌ای

reticulate surface

سطح شبکه‌ای

reticulate arrangement

چیدمان شبکه‌ای

reticulate texture

بافت شبکه‌ای

جملات نمونه

the artist decided to reticulate the patterns on the canvas.

هنرمند تصمیم گرفت الگوها را روی بوم نقاشی به هم متصل کند.

in biology, certain organisms reticulate their genetic material.

در زیست شناسی، برخی از موجودات مواد ژنتیکی خود را به هم متصل می کنند.

the architect designed a reticulate structure for the new building.

معمار یک ساختار مشبک برای ساختمان جدید طراحی کرد.

we observed how the veins reticulate through the leaves.

ما نحوه بهم پیوستن رگ ها در برگ ها را مشاهده کردیم.

the network of roads reticulates throughout the city.

شبکه جاده ها در سراسر شهر به هم متصل می شود.

she used a reticulate design for her jewelry collection.

او از یک طرح مشبک برای مجموعه جواهرات خود استفاده کرد.

the reticulate pattern on the fabric adds texture.

الگوی مشبک روی پارچه بافت را اضافه می کند.

reticulate structures can be found in various natural formations.

ساختارهای مشبک را می توان در انواع سازنده‌های طبیعی یافت.

scientists study how cells reticulate to form tissues.

دانشمندان نحوه بهم پیوستن سلول ها برای تشکیل بافت ها را مطالعه می کنند.

the reticulate design is both functional and aesthetic.

طرح مشبک هم کاربردی و هم زیباست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید