the angry retributers demanded immediate justice for the crime.
خشمگینانی که عدالت را بازپس میگیرند، خواستار عدالت فوری برای جرم شدند.
vengeful retributers often cause more harm than good.
انتقامگیرانی که عدالت را بازپس میگیرند اغلب ضرر بیشتری از نفع ایجاد میکنند.
in some cultures, retributers are seen as moral enforcers.
در برخی فرهنگها، انتقامگیرانی که عدالت را بازپس میگیرند، به عنوان مجریان اخلاق تلقی میشوند.
the retributers of justice must act within legal boundaries.
انتقامگیرانی که عدالت را بازپس میگیرند باید در چارچوب قانونی عمل کنند.
some retributers believe violence is the only answer.
برخی از انتقامگیرانی که عدالت را بازپس میگیرند معتقدند خشونت تنها راه حل است.
modern society struggles with whether retributers should exist.
جامعه مدرن با این سوال دست و پنجه نرم میکند که آیا انتقامگیرانی که عدالت را بازپس میگیرند باید وجود داشته باشند.
the retributers planned their revenge carefully.
انتقامگیرانی که عدالت را بازپس میگیرند، انتقام خود را با دقت برنامهریزی کردند.
ancient tales often feature retributers as heroes.
داستانهای باستانی اغلب انتقامگیرانی که عدالت را بازپس میگیرند را به عنوان قهرمانان به تصویر میکشند.
the retributers refused to forgive the offenders.
انتقامگیرانی که عدالت را بازپس میگیرند از بخشیدن متخلفان امتناع کردند.
retributers in the story represented the law of the land.
انتقامگیرانی که عدالت را بازپس میگیرند در داستان، قانون سرزمین را نشان میدادند.
the angry retributers sought vengeance beyond what was fair.
خشمگینانی که عدالت را بازپس میگیرند، به دنبال انتقامی فراتر از آنچه منصفانه بود، بودند.
society must distinguish between justice and blind retributers.
جامعه باید بین عدالت و انتقامگیرانی کور چشم تمایز قائل شود.
the angry retributers demanded immediate justice for the crime.
خشمگینانی که عدالت را بازپس میگیرند، خواستار عدالت فوری برای جرم شدند.
vengeful retributers often cause more harm than good.
انتقامگیرانی که عدالت را بازپس میگیرند اغلب ضرر بیشتری از نفع ایجاد میکنند.
in some cultures, retributers are seen as moral enforcers.
در برخی فرهنگها، انتقامگیرانی که عدالت را بازپس میگیرند، به عنوان مجریان اخلاق تلقی میشوند.
the retributers of justice must act within legal boundaries.
انتقامگیرانی که عدالت را بازپس میگیرند باید در چارچوب قانونی عمل کنند.
some retributers believe violence is the only answer.
برخی از انتقامگیرانی که عدالت را بازپس میگیرند معتقدند خشونت تنها راه حل است.
modern society struggles with whether retributers should exist.
جامعه مدرن با این سوال دست و پنجه نرم میکند که آیا انتقامگیرانی که عدالت را بازپس میگیرند باید وجود داشته باشند.
the retributers planned their revenge carefully.
انتقامگیرانی که عدالت را بازپس میگیرند، انتقام خود را با دقت برنامهریزی کردند.
ancient tales often feature retributers as heroes.
داستانهای باستانی اغلب انتقامگیرانی که عدالت را بازپس میگیرند را به عنوان قهرمانان به تصویر میکشند.
the retributers refused to forgive the offenders.
انتقامگیرانی که عدالت را بازپس میگیرند از بخشیدن متخلفان امتناع کردند.
retributers in the story represented the law of the land.
انتقامگیرانی که عدالت را بازپس میگیرند در داستان، قانون سرزمین را نشان میدادند.
the angry retributers sought vengeance beyond what was fair.
خشمگینانی که عدالت را بازپس میگیرند، به دنبال انتقامی فراتر از آنچه منصفانه بود، بودند.
society must distinguish between justice and blind retributers.
جامعه باید بین عدالت و انتقامگیرانی کور چشم تمایز قائل شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید