rev up
افزایش سرعت
reverse
معکوس
revise
بازبینی
revolt
یاغیگری
revitalize
بازسازی
revolutionize
بازسازی
revamp
بازسازی
reverberate
بازتاب دادن
reverence
احترام
revenue
درآمد کل
orders to rev up factory output.
دستوراتی برای افزایش تولید کارخانه
the port engine revs rose to a crescendo .
دور موتور بندر به اوج رسید.
Rev Endocr Metab Disord.
Rev Endocr Metab Disord.
It’s his job to rev up the audience before the show starts.
وظیفهاش این است که قبل از شروع نمایش، مخاطبان را هیجانزده کند.
revving ourselves up for the game; efforts to rev the economy.
برای بازی خود را آماده میکنیم؛ تلاشها برای رونق بخشیدن به اقتصاد.
The addition of a cosurfactant can improve solubilization in polymeric rever sed micelles.
افزودن یک کوسورفکتانت میتواند باعث بهبود حلالیت در میسلهای معکوس پلیمری شود.
Did you ever consider revving the engine?
آیا تا به حال به این فکر کرده اید که موتور را درجا راه اندازی کنید؟
منبع: Jimmy Kimmel LiveHowever, used car dealers and mechanics are revving up.
با این حال، فروشندگان خودروهای دست دوم و مکانیک ها در حال افزایش هستند.
منبع: CRI Online November 2021 CollectionYou know, high revving car, you want lots of horsepower.
می دانید، ماشین با دور موتور بالا، شما می خواهید اسب بخار زیادی داشته باشید.
منبع: Connection MagazineGenes involved in motor control were also revved up, as were those that light up the brain's pleasure center.
ژنه های مرتبط با کنترل موتور نیز افزایش یافتند، همانطور که آنهایی که مرکز لذت مغز را روشن می کنند.
منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection May 2015And you really have to rev yourself up to keep up with them.
و شما واقعاً باید خودتان را برای هماهنگی با آنها افزایش دهید.
منبع: VOA Regular Speed July 2016 CollectionThen he revved the engine, and the tires squealed against the wet pavement.
سپس او موتور را درجا راه اندازی کرد و لاستیک ها روی آسفالت خیس جیغ کشیدند.
منبع: Twilight: EclipseSensing weakness in London, Scotland's tourist board has revved up its marketing operation.
با احساس ضعف در لندن، سازمان گردشگری اسکاتلند عملیات بازاریابی خود را افزایش داده است.
منبع: The Economist - InternationalWe're fighting the wind too much engine's revving and there's vibration and shake.
ما خیلی در برابر باد می جنگیم، موتور درجا راه اندازی می شود و لرزش و تکان وجود دارد.
منبع: Human PlanetThere's nothing more annoying than some guy sitting there at the light revving his engine 20 times.
هیچ چیز آزاردهنده تر از این نیست که یک مرد آنجا روی چراغ نشسته و موتور خود را 20 بار درجا راه اندازی کند.
منبع: Connection MagazineHe waited till I had stumbled to the front door, and then I heard his engine quietly rev.
او صبر کرد تا من به در جلو سر خورد و سپس صدای موتور او را به آرامی درجا راه اندازی کردم.
منبع: Twilight: Eclipserev up
افزایش سرعت
reverse
معکوس
revise
بازبینی
revolt
یاغیگری
revitalize
بازسازی
revolutionize
بازسازی
revamp
بازسازی
reverberate
بازتاب دادن
reverence
احترام
revenue
درآمد کل
orders to rev up factory output.
دستوراتی برای افزایش تولید کارخانه
the port engine revs rose to a crescendo .
دور موتور بندر به اوج رسید.
Rev Endocr Metab Disord.
Rev Endocr Metab Disord.
It’s his job to rev up the audience before the show starts.
وظیفهاش این است که قبل از شروع نمایش، مخاطبان را هیجانزده کند.
revving ourselves up for the game; efforts to rev the economy.
برای بازی خود را آماده میکنیم؛ تلاشها برای رونق بخشیدن به اقتصاد.
The addition of a cosurfactant can improve solubilization in polymeric rever sed micelles.
افزودن یک کوسورفکتانت میتواند باعث بهبود حلالیت در میسلهای معکوس پلیمری شود.
Did you ever consider revving the engine?
آیا تا به حال به این فکر کرده اید که موتور را درجا راه اندازی کنید؟
منبع: Jimmy Kimmel LiveHowever, used car dealers and mechanics are revving up.
با این حال، فروشندگان خودروهای دست دوم و مکانیک ها در حال افزایش هستند.
منبع: CRI Online November 2021 CollectionYou know, high revving car, you want lots of horsepower.
می دانید، ماشین با دور موتور بالا، شما می خواهید اسب بخار زیادی داشته باشید.
منبع: Connection MagazineGenes involved in motor control were also revved up, as were those that light up the brain's pleasure center.
ژنه های مرتبط با کنترل موتور نیز افزایش یافتند، همانطور که آنهایی که مرکز لذت مغز را روشن می کنند.
منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection May 2015And you really have to rev yourself up to keep up with them.
و شما واقعاً باید خودتان را برای هماهنگی با آنها افزایش دهید.
منبع: VOA Regular Speed July 2016 CollectionThen he revved the engine, and the tires squealed against the wet pavement.
سپس او موتور را درجا راه اندازی کرد و لاستیک ها روی آسفالت خیس جیغ کشیدند.
منبع: Twilight: EclipseSensing weakness in London, Scotland's tourist board has revved up its marketing operation.
با احساس ضعف در لندن، سازمان گردشگری اسکاتلند عملیات بازاریابی خود را افزایش داده است.
منبع: The Economist - InternationalWe're fighting the wind too much engine's revving and there's vibration and shake.
ما خیلی در برابر باد می جنگیم، موتور درجا راه اندازی می شود و لرزش و تکان وجود دارد.
منبع: Human PlanetThere's nothing more annoying than some guy sitting there at the light revving his engine 20 times.
هیچ چیز آزاردهنده تر از این نیست که یک مرد آنجا روی چراغ نشسته و موتور خود را 20 بار درجا راه اندازی کند.
منبع: Connection MagazineHe waited till I had stumbled to the front door, and then I heard his engine quietly rev.
او صبر کرد تا من به در جلو سر خورد و سپس صدای موتور او را به آرامی درجا راه اندازی کردم.
منبع: Twilight: Eclipseلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید