revisal report
گزارش بازبینی
revisal document
سند بازبینی
revisal process
فرآیند بازبینی
revisal meeting
جلسه بازبینی
revisal notes
یادداشتهای بازبینی
revisal version
نسخه بازبینی
revisal feedback
بازخورد بازبینی
revisal strategy
استراتژی بازبینی
revisal guidelines
دستورالعملهای بازبینی
revisal procedure
روش بازبینی
after the revisal, the document was much clearer.
پس از بازبینی، سند بسیار واضحتر بود.
the revisal process took longer than expected.
فرآیند بازبینی بیشتر از حد انتظار طول کشید.
she submitted her work for revisal before the deadline.
او قبل از مهلت مقرر، کار خود را برای بازبینی ارسال کرد.
his revisal of the manuscript improved its quality significantly.
بازبینی او از دستنویس، کیفیت آن را به طور قابل توجهی بهبود بخشید.
we need a revisal of the project plan to include new data.
ما به یک بازبینی از طرح پروژه برای درج دادههای جدید نیاز داریم.
the revisal revealed several important errors.
بازبینی چندین خطای مهم را نشان داد.
a thorough revisal is essential for a successful publication.
یک بازبینی کامل برای انتشار موفق ضروری است.
they requested a revisal to address the feedback received.
آنها درخواست کردند تا با توجه به بازخورد دریافتی، بازبینی انجام شود.
the revisal included additional references and examples.
بازبینی شامل ارجاعات و نمونههای بیشتر بود.
he was responsible for the revisal of the annual report.
او مسئولیت بازبینی گزارش سالانه را بر عهده داشت.
revisal report
گزارش بازبینی
revisal document
سند بازبینی
revisal process
فرآیند بازبینی
revisal meeting
جلسه بازبینی
revisal notes
یادداشتهای بازبینی
revisal version
نسخه بازبینی
revisal feedback
بازخورد بازبینی
revisal strategy
استراتژی بازبینی
revisal guidelines
دستورالعملهای بازبینی
revisal procedure
روش بازبینی
after the revisal, the document was much clearer.
پس از بازبینی، سند بسیار واضحتر بود.
the revisal process took longer than expected.
فرآیند بازبینی بیشتر از حد انتظار طول کشید.
she submitted her work for revisal before the deadline.
او قبل از مهلت مقرر، کار خود را برای بازبینی ارسال کرد.
his revisal of the manuscript improved its quality significantly.
بازبینی او از دستنویس، کیفیت آن را به طور قابل توجهی بهبود بخشید.
we need a revisal of the project plan to include new data.
ما به یک بازبینی از طرح پروژه برای درج دادههای جدید نیاز داریم.
the revisal revealed several important errors.
بازبینی چندین خطای مهم را نشان داد.
a thorough revisal is essential for a successful publication.
یک بازبینی کامل برای انتشار موفق ضروری است.
they requested a revisal to address the feedback received.
آنها درخواست کردند تا با توجه به بازخورد دریافتی، بازبینی انجام شود.
the revisal included additional references and examples.
بازبینی شامل ارجاعات و نمونههای بیشتر بود.
he was responsible for the revisal of the annual report.
او مسئولیت بازبینی گزارش سالانه را بر عهده داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید